جمعه

ابلاغ اخطاریه کمیته اجرای فرامین امام برای مصادره خانه آیت الله شریعتمداری


کمیته موسوم به "کمیته اجرای فرامین امام" با ارسال اخطاریه‌ای به منزل آیت الله شریعتمداری خواهان تخلیه خانه این روحانی جهت مصادره منزل شده است.
حسن شریعتمداری فرزند آیت الله شریعتمداری در گفتگو با گزارشگر هرانا گفت: "بر اساس این اخطاریه خواهرم باید تا ۱۵ روز دیگر منزل خود را تخلیه و در اختیار کمیته اجرایی فرامین امام قرار دهد."
وی در ادامه افزود: "بنا به حکم دادگاه انقلاب قم که در تاریخ ۶ فروردین ماه سال جاری برگزار شد بنده به جرم مصاحبه با رادیو فرانسه و شرکت در جلسات مختلف مورد محاکمه غیابی قرار گرفتم، دادگاه انقلاب طی حکمی دستور مصادره اموال شخصی من را صادر کرد و حال با گذشت نزدیک به شش ماه و بدون ابلاغ حکم به من، کمیته اجرای فرامین امام اخطاریه‌ای به منزل پدری‌ام ارسال کرده است و قصد مصادره منزل را دارد. "
بر اساس این اخطاریه دختر آیت الله شریعتمداری موظف است تا ۱۵ روز دیگر منزل را تخلیه و در اختیار کمیته اجرایی فرامین امام قرار دهد.
این در حالی است که شرط مصادره اموال، ابلاغ حکم به صاحبین آن است و این کار تاکنون صورت نگرفته است.
مهندس حسن شریعتمداری درخصوص اعتراض به این حکم اعلام داشت: "به آیات عظام نامه نوشته و ماجرا را شرح داده‌ام و خواهرم در ایران نیز در اعتراض به این موضوع به رهبرجمهوری اسلامی نامه‌ای نوشته است ولی هیچ ترتیب اثری داده نشده است."
بررسی موارد حقوقی نقض شده در این گزارش:
•    بند ۱ ماده ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی: هیچکس را نمی‌توان بمناسبت عقایدش مورد مزاحمت اخافه قرار داد.
•    بند ۲ ماده ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی: هر کس حق آزادی بیان دارد. این حق شامل آزادی تفحص و تحصیل و اشاعه اطلاعات و افکار از هر قبیل بدون توجه به سر حدات خواه شفاهاً یا بصورت نوشته یا چاپ یا بصورت هنری یا به هر وسیله دیگر به انتخاب خود می‌باشد.
•    ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر فردی حق آزادی عقیده و بیان دارد.

پیشنهاد وزین خانوم بقراط به شاهزاده رضا پهلوی:

«شفافیت بیشتر، نمادی از کار گروهی» , دو نام شناخته شده در تیتر این مقاله دیده میشوند که چه از جهت اثر گذاریشان: یکی در ساحتِ فرهنگِ خبر نگاری و مخصوصا اثباتی بر حقانیتِ حضورِ زن ایرانی در مستعد بودن ارزش های فردی و اجتماعیش و دیگری بخاطر تساهلش در رفتار با مخالفین زبانزدِ ریز نگران و موشکافانِ به مسائل جامعۀ متنوع و رنگارنگ ایران خواهند بود «از نظر نگارنده»؛ خانوم بقراط خبر نگاری جسور که به حق، نمادی برای زنانِ آزادیخواه ایران در مبارزه با استبداد مذهبی در ایران است (1) در مصاحبه (2)  با شاهزاده رضا پهلوی،
پیشنهادی را در کنارِ سوال های چالشی خود مطرح ساخت که بسیار به تعبیرِ نگارندۀ این متن، در خورِ توجه و تامل است و سیاستمدارانی همچون رضا پهلوی می بایست چه بسیار به این سفارش ها و پیشنهاد های امثال بقراط ها توجه کرده و درسها در این وادی مشخص بگیرند:
الهه بقراط در این مصاحبه با درایتی خاص خودش، در نخست، فراگیر بودنِ دغدغۀ ایرانیان در طرحِ همگرایی را ریشۀ صحبت خود قرار داده و منتقدانه به صحنۀ پرداختنِ به تحلیلِ شورای ملی آمد و از دیدگاه نگارنده تلویحا نگاهی بسیار مثبت و در خور تامل به تحول در آن شورا داشت؛ پس از طرح انتقادها، پیشنهادی را مطرح کرد که نگارنده شخصا، مراتبِ ارادتِ خود را به منظومۀ فکری ایشان احساس کرده و در اقلیت بودن بقراطها را دردی برای جامعۀ ایرانی دانسته و وجود او را درمانی ازبرای رنج دیدگی هایمان:
الهه بقراط خطاب به رضا پهلوی گفت: چرا مستقیما و در انظار عمومی، گروههای مختلف سیاسی که دارای اسامی و شناسه های ملموسی در جامعه هستند را در دعوت به همکاری خطاب قرار نمیدهید تا عکس العمل آنها را در مورد این دعوت برای عموم مبرهن سازید «نقل به مضمونِ صحبت الهه بقراط»؟ البته بقراط با درایتی که در طرح این موضوع داشت، به هیچ وجه نخواست متخاصمانه به طرح این موضوع بپردازد و هدف از این پیشنهاد را در به چالش کشیدنِ بنیۀ این گروهها در درک اولویت ها مطرح کرد؛ این کنش او بسیار نیک بود، چون در حین صحبت های رضا پهلوی که محتوایِ مدعای بحث خود را مستقیما بر روی باز بودنِ این شورا به لحاظِ درک تسامح ، بنیان نهاده بود را جلوۀ حقیقی بخشیده و عملا بعنوانِ دلسوزی که دغدغۀ وطن دارد، پیشنهاد خود را برای محک زدنِ درجۀ تسامح رضا پهلوی هم که شده، به جرگۀ آزمون پذیریِ او گذاشت؛ رضا پهلوی در جواب گفت که در مورد این پیشنهاد شما بسیار کار شده و گروههای مختلف هم یا نظرات و عقاید خود را مطرح کرده و یا اصولا پاسخی به این دعوت نداده اند که اینرا میتوانید از مسئولین این کمیته پرسش کنید «نقل به مضمونِ مطرح شده از رضا پهلوی»؛ در اصل، مراد آن خبر نگار جسور هم، مطرح کردن و باز کردنِ مضمونِ شفافیت بود، به این معنی که اگر برای بقراط، نوعی ازنارسا ییها در حلاجی شورا پیش میاید، مجبور به پرس و جو در مورد تشکیک های خود نبوده و بتواند از طریق همان سایت شورا و یا از طریقِ دیگر ابزارِ مدرنِ انتقال دهندۀ روندِ تحول شورا، براحتی عکس العمل های گروههای مدعو را در یابد؛ در صریح الهجگی و تساهل رضا پهلوی هیچ شکی نیست یا لااقل برای کسانی که ادبیات سیاسی او را میشناسند، هیچ شکی در میان نیست اما آنچه که بقراط بر آن بدرستی دست گذاشت و تاکید ورزید، اتفاقا میتواند نقطۀ آغازی بر انتقادهای سازنده باشد چرا که اگر چه در درجۀ تسامح شاهزاده بعنوانِ پشتیبانی از این شورا شکی نیست اما طرحِ  واکنش های گروههای مختلف مدعو، بشکلی که در سایت و یا منظر انتقالِ به روز شدن هایِ شورا به مردم، ثبت شده نباشد، میتواند تبدیل به در بر دارندۀ بارِ تشکیکی در عدم شفافیت در مورد شورا گردد مخصوصا اگر فردِ کنجکاو، به درجۀ بقراط ، رضا پهلوی را نشناخته و اخیرا یکی از پشتیبانانِ این شورا باشد؛ این توهم که تمام پشتیبانان این شورا از سلطنت طلبان هستند، از جنسِ تخریبی و شعاری است؛ به همین روی، بسیاری از افرادی که حمایت خود را از این شورا ابراز داشته اند، از افرادی هستند که به غایت به هم گرایی ایرانیان در مبارزه با استبداد تا انحلالِ آن و برگزاری انتخاباتِ آزاد در ایران اعتقاد دارند، اما ممکن است که با بنیه های فکری رضا پهلوی آشنا نبوده و درجۀ تساهل او را نشناسند: از اینرو انتقاد بقراط بسیار درخشان بود چون که او خواستار ثبتِ نهادینۀ شدۀ واکنش های گروههای «قابل اعتماد»(3)! بود که به ترتیبی این واکنش هایشان به شفاف ترین شکل در معرض رصد و بررسی مردم قرار گیرد تا اعتماد سازی در سایۀ شفافیتِ اطلاعات ساخته و پرداخته شود؛ عملا بقراط با این پیشنهاد آن گروهها را به چالش کشید و درجۀ تساهل آنها را محک زد و در ضمن انتقادی سازنده به مبانی ترتیبی شورا هم مطرح ساخت؛ رضا پهلوی البته به نیکی، توانست نا کار آمدی آن نیرو های امیدوار به اصلاح رژیم را به چالش بکشد و نقد تحلیلی درستی ارائه دهد و البته درست در این نقطه بود که الهه بقراط باز هم با درایتی متخصصانه، فراخوان رضا پهلوی را قبل از پرده برداری از شورا، به نوعی به برآیندی برایِ فراخوان از تمام آن نیرو های استخوان دار و معروف تعریف کرد. اما آیا برای این بانویِ خبر نگار ضد استبداد، این تعریف و این ساختنِ تعریف در تابعی از واکنشِ رضا پهلوی کافی بود؟ این سوالیست که مولفه های شخصیتِ جسورو شجاعانۀ او و هر خبر نگارِ مستقل و حاذقی، در آیندۀ نه چندان دوری به ما پاسخ خواهند داد. باید نشست و دید و با همکاری و سعۀ صدر، به این شورا کمک کرد تا در یابیم که موشکافی بقراط ها اینبار چگونه ما را به مدرسۀ آموزش های نو و خود انتقادی رهنمون میشود.

فرجام بصیرت آیت‌الله خامنه‌ای, مرتضي كاظميان

از فردای کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸، "بصیرت" به یکی از کلیدواژه‌های رهبر جمهوری اسلامی مبدل شد. "بصیرت" همان‌جایی قرار گرفت که "دشمن" و دیگر واژه‌های محبوب آیت‌الله خامنه‌ای. سه سال پس از آن انتخابات، و درحالی‌که برخی یاران دیروز رأس نظام جمهوری اسلامی، در حبس و زندان بسر می‌برند، رییس‌ جمهور برآمده از تقلب و خیانت در رأی و مشارکت شهروندان، تذکر می‌گیرد که تا انتخابات ۹۲، "رعایت" کند، وگرنه متهم به خیانت می‌شود؛ و چه بسا سرنوشت نخستین رییس جمهور پس از انقلاب اسلامی را بچشد.
هنوز سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در خطبه‌های نمازجمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ از یادها نرفته؛ آن‌جا که به‌صراحت نسبت دوری و نزدیکی هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی‌نژاد را با خود تبیین کرد: "بین ایشان (آقای هاشمی رفسنجانی) و بین آقاى رئیس جمهور از همان انتخاب سال ۸۴ تا امروز اختلاف‌نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه‌ى مسائل خارجى اختلاف‌نظر دارند، هم در زمینه‌ى نحوه‌ى اجراى عدالت اجتماعى اختلاف‌نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف‌نظر دارند؛ و نظر آقاى رئیس جمهور به نظر بنده نزدیك‌تر است."
رأس نظام سیاسی در ایران از پرداخت هیچ هزینه‌ای برای تداوم حضور احمدی‌نژاد در ساخت قدرت، پروا نکرد؛ شهروندانی پرشمار هدف سرکوب خشونت‌بار و خونین و گلوله قرار گرفتند، محبوس و شکنجه شدند، و به تعبیر مصباح یزدی ـ در زمستان ۱۳۸۸ ـ وضعی شکل گرفت که "بالا‌تر از سیاهی" نبود.
آیت‌الله خامنه‌ای که ناهمراهان با خود، و منتقدان سرکوب و خشونت پس از ۲۲ خرداد، و ساکت‌ها در برابر اعتراض شهروندان را "بی‌بصیرت" توصیف می‌کرد و از طریق بازوهای رسانه‌ای خود پیوسته می‌نواخت، تمام ابزار‌ها و امکان‌ها را به استخدام خواست‌های مرکز ثقل قدرت درآورد تا حاکمیتی یک‌سره یک‌دست سامان دهد؛ وضعی که میرحسین موسوی در آذرماه ۱۳۸۹ و چند هفته پیش از به حصر/حبس رفتن مورد تاکید قرار داد: "جریان حاکم در آستانه انتخابات، بیست سال برای یک‌دست کردن کشور طراحی و تلاش کرده بود و ظاهرا قرار بوده که این انتخابات آخرین پرده این تلاش باشد... اقتدارگرایان به‌دنبال حذف کردن همهٔ فضای ملی از منتقدین و معترضین بودند؛ فضایی شبیه کره شمالی با کمی بزک مردمسالاری."
رهبر جمهوری اسلامی، و جریان امنیتی ـ نظامی ـ رانتی همسو و گرداگرد وی، موسوی و کروبی و رهنورد را چون بسیاری نخبگان و شهروندان حق‌جو و معترض، دچار حبس ساختند، تا احمدی‌نژاد یکه‌تاز میدان شود؛ هم‌اویی که موسوی و کروبی در مناظره‌های مشهور انتخاباتی، به‌قدر لازم در مورد نتایج ناگوار حضورش در رأس قوه مجریه تذکر داده بودند؛ و حتی در انتخابات ۱۳۸۴، بسیاری از چهره‌های شاخص اپوزیسیون (ازجمله زنده‌یاد مهندس عزت‌الله سحابی) برای پیشگیری از قدرت یافتن وی، برای پیروزی هاشمی رفسنجانی بسیج شدند؛ تلاشی که ناکام ماند.
اینک، ماه‌هاست که طغیان احمدی‌نژاد، اعتراض خاموش و پرصدای آیت‌الله خامنه‌ای را محسوس ساخته‌ است. توصیه‌ها و تذکرهای مستقیم و غیرمستقیم رأس نظام سیاسی، نتوانسته مرد متوهم به ۲۴ میلیون رأی را مهار کند. طعن‌ها و تهدیدها و توهین‌های آشکار بازوهای رسانه‌ای مرکز ثقل قدرت (ازجمله کیهان حسین شریعتمداری) هم چاره‌ساز نبوده و نشده است.
این‌گونه، کار به‌جایی رسیده که احمدی‌نژاد نامه‌ی "بسیار محرمانه"ی رییس دستگاه قضایی را سرگشاده می‌کند (اقدامی که می‌توانست مجازاتی نه چندان کم برای شهروندان معمولی در پی داشته باشد)، و می‌کوشد از جایگاهی که در اختیار دارد (ریاست قوه مجریه/ رییس جمهوری؛ که نفر دوم نظام سیاسی است) اعمال قدرت کند.
نزاع میان باندهای قدرت جمهوری اسلامی، و به‌طور مشخص میان باند احمدی‌نژاد ـ مشایی از یک‌سو، و دیگر محافظه‌کاران و اصول‌گرایان و اقتدارگرایان از سوی دیگر، و نیز تمایل احمدی‌نژاد به اعمال اقتدار به‌جایی رسیده که آیت‌الله خامنه‌ای دیروز (چهارشنبه) در سخنان مهمی، تذکر/هشداری شدید را شایسته دید: "من به مسئولین، به رؤساى محترم هشدار می‌دهم. به رؤساى قوا هشدار می‌دهم، مراقب باشند. اختلافات را نباید علنى كرد؛ اختلافات را نباید به مردم كشاند؛ احساسات مردم را نباید در جهت ایجاد اختلاف تحریك كرد. از امروز تا روز انتخابات، هر كسى احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف به كار بگیرد، قطعاً به كشور خیانت كرده."
آیت‌الله خامنه‌ای با این اظهارات، بار دیگر "بی‌بصیرتی" خود را عریان کرده است.
آن‌هایی که "ذوب در ولایت"اند و ذهن را به ولایت مطلقه فقیه سپرده‌اند، یا آن‌هایی که به هر دلیل/انگیزه (ازجمله منافع اقتصادی و سیاسی و منزلتی مترتب بر همسویی و همدلی با رأس هرم قدرت) مایل نیستند از آیت‌الله خامنه‌ای در مورد انتخاب اصلح‌اش سئوال کنند، به‌ کنار؛ اما بی‌گمان در میان کسانی‌که در خلوت و با "خود"، اندیشه می‌کنند و حداقلی از انصاف و بی‌طرفی را در داوری، لحاظ می‌نمایند، کم نیستند افرادی که نسبت به عمق بی‌بصیرتی آیت‌الله خامنه‌ای متأسف باشند. کسی بر جایگاه "رهبری" در نظام جمهوری اسلامی تکیه زده و اصل ۱۱۰ و دیگر ابزارهای قدرت را مستمسک اعمال اقتدار غیردموکراتیک قرار داده که برای یکی از مهم‌ترین مناصب در حاکمیت، بد‌ترین انتخاب و ترجیح را بروز داده است. جایگاه مجلس خبرگان رهبری در جمهوری اسلامی مشخص است؛ اما اگر مجلس خبرگان ناظر و منصفی در کار بود، و خبرگانی مستقل، در مورد "بینش سیاسی" و "تدبیر" رهبر جمهوری اسلامی (مورد تاکید در اصل ۱۰۹ قانون اساسی)، پرسش و نقد کم نبود.
مستقل از "بصیرت" ی که آیت‌الله خامنه‌ای در مورد موضوعی به‌نام "احمدی‌نژاد" از خود بروز داده، رهبر جمهوری اسلامی نیک می‌داند که تحمل رییس قوه مجریه‌ای که دستگاه‌های رسمی او را مستظهر به ۶۳ درصد آرای انتخابات ۱۳۸۸ اعلام کرده‌اند، در ماه‌های مانده از حکمرانی او، کار آسانی نیست. احمدی‌نژاد نیز خوب می‌داند که نظام جمهوری اسلامی نمی‌تواند به‌سادگی درگیر بحران جدیدی، آن‌هم در حد استیضاح رییس جمهور و کنار گذاشتن وی شود. وی در تمام هفت سال گذشته نشان داده که به چه میزان بی‌پروا و گستاخ است، و برای پیگیری پروژه‌های سیاسی ـ ایدئولوژیک خود، از چه عزم و اعتماد به نفس غریبی برخوردار. احمدی‌نژاد اگرچه چند صباحی در ظاهر، با رهبر جمهوری اسلامی و رقبا مدارا کند، و در ظاهر سخن آیت‌الله خامنه‌ای را پاس دارد، اما باند احمدی‌نژاد ـ مشایی، قدرت و امکان‌های مترتب بر دراختیار داشتن قوه مجریه را به‌سادگی واگذار نمی‌کنند. او و همراهانش به‌قدر لازم امکانات دولت رانتی را کشف و فهم کرده‌اند.
به احتمال بسیار زیاد، در ماه‌های آتی، احمدی‌نژاد همچنان از اختیاراتی که دارد برای بسط اقتدار و خودنمایی سود خواهد جست؛ رفتارها و اقدام‌هایی که به اندازه‌ی کافی برای رهبر جمهوری اسلامی و باندهای رقیب احمدی‌نژاد، آزاردهنده و فرساینده خواهد بود. آیت‌الله خامنه‌ای همچنان هزینه‌ی بی‌بصیرتی و سوء‌مدیریت و عدم تدبیر خواهد پرداخت. تأسف‌بار آن‌که در این میان، ایران و ایرانیان نیز قربانی آوار و هزینه‌های مترتب بر این بی‌بصیرتی (سوء تدبیر) خواهند بود.

روز شمار نقض حقوق شهروندان بهایی مهر ماه ۱۳۹۱


در تدوام سرکوب اقلیت مذهبی بهایی گزارشی ماهانه از سوی واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران منتشر می‌شود که گزارش زیر نقض حقوق بهائیان در مهرماه ماه سال گذشته است.
متن این گزارش به قرار زیر است:
۱ مهر ماه: دو شهروند بهایی ساکن سمنان به نامهای "ترانه ترابی" و "زهره نیک آیین" که هر کدام به ترتیب به ۳۰ و ۲۳ حبس تعزیری محکوم شده بودند همراه فرزندان شیرخوارشان جهت گذراندن دوران محکومیت راهی زندان سمنان شدند.
۵ مهر ماه: ماموران اداره اطلاعات مشهد سه شهروند بهایی ساکن شهر مزبور را پس از تفتیش منازلشان بازداشت نمودند اسامی این شهروندان بهایی عبارتست از: نیکا خلوصی – نوا خلوصی و مهسا مهدوی.
- "فواد خانجانی" زندانی بهایی محبوس در زندان رجایی شهر به بیمارستان خارج از زندان منتقل شد ولی مسئولین بیمارستان از بستری نمودن نامبرده اجتناب کردند و پس از آزمایشهای مقدماتی به زندان بازگردانده شد این درحالی است که این فرد بهایی طبق نظر پزشکان احتیاج به جراحی فوری دارد.
- "مهوش شهریاری (ثابت)" ۶۰ ساله و یکی از مدیران جامعه بهایی که در حال گذراندن محکومیت ۲۰ ساله در زندان اوین می‌باشد به دلیل پوکی استخوان دچار شکستگی لگن شده ولی مسئولین از دادن مرخصی درمانی جهت نامبرده اجتناب کردند.
۶ مهر ماه: "نوید خانجانی" زندانی بهایی و فعال حق تحصیل به دلیل بیماری به بهداری زندان رجایی شهر منتقل شد این درحالی اتفاق افتاد که نماینده زندانیان سیاسی به نام خالد حردانی که مسئول این انتقال بود مورد ضرب و شتم ماموران حفاظت قرار گرفت.
۸ مهر ماه: ماموران اداره اطلاعات یزد دو شهروند بهایی ساکن شهر مزبور را به نامهای "مهران اسلامی" و "فرح باغی (قدرت)" را پس از تفتیش منازلشان و ضبط کامپیو‌تر، اوراق و عکسهای خصوصی و مذهبی بازداشت نمودند.
- "شهناز رنجبر" شهروند بهایی ساکن قائم شهر جهت بازجویی به اداره اطلاعات احضار که پس از بازجویی، آزاد و دنباله بازجویی به روز بعد موکول شد.
۹ مهر ماه: "کیوان رحیمیان" شهروند بهایی و یکی از اساتید دانشگاه مجازی بهاییان ایران جهت اجرای حکم ۵ سال حبس تعزیری خود را به زندان اوین معرفی و به بند ۳۵۰ منتقل گردید.
- "شهناز رنجبر" پس از معرفی مجدد خود به اداره اطلاعات، بازداشت شد.
۱۰ مهر ماه: "هوشنگ فناییان" زندانی بهایی زندان بابل چندین ماه است که به دلیل جابجایی مهره‌های گردن و بازو بشدت از درد در ناحیه گردن و دست رنج می‌برد ولی مسئولین از دادن مرخصی درمانی به نامبرده خودداری کردند.
۱۲ مهر ماه: دو زندانی بهایی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین به نامهای "عزیزالله سمندری" و "کیوان رحیمیان" به زندان رجایی شهر منتقل شدند نامبردگان هر کدام به ۵ سال حبس تعزیری محکوم می‌باشند.
۱۳ مهر ماه: حکم بدوی ۶ سال ونیم حبس تعزیری یک شهروند بهایی ساکن سمنان به نام "پویا تبیانیان" توسط دادگاه تجدید نظر تائید شد.
- دادگاه انقلاب سمنان یک شهروند بهایی به نام "طاهر اسکندریان" را به سه سال حبس تعزیری محکوم کرد.
- دادگاه انقلاب سمنان "افراسیاب سبحانی" شهروند بهایی ساکن سمنان را به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد.
۱۵ مهر ماه: ماموران اداره اطلاعات مشهد به منزل یک شهروند بهایی به نام «ادیب شعاعی» مراجعه کرده و پس از تفتیش محل و ضبط کامپیو‌تر، کتب و عکس‌های مذهبی نامبرده را نیز بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل نمودند.
۲۳ مهر ماه: دادگاه تجدید نظر استان سمنان حکم بدوی ۴ سال و ۴ ماه حبس تعزیری یک شهروند بهایی ساکن شهر مزبور به نام «انیسا فناییان» را به ۲۲ ماه حبس تعزیری تقلیل داد.
۲۴ مهر ماه: دادگاه انقلاب شهر بیرجند یک شهروند ۸۵ ساله بهایی به نام «محمد حسین نخعی» را پس از ۵ ماه بازداشت موقت به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق تبلیغ بهایی و عضویت در جامعه بهایی به سه سال حبس تعزیری محکوم کرد.
۲۶ مهر ماه: در پی یورش همزمان و گسترده به منازل بیش از ۲۰ شهروند بهایی ساکن گرگان و می‌نودشت، ۱۷ شهروند بهایی دستگیر شدند قابل ذکر است چند شهروند مسلمان نیز در این عملیات بازداشت شدند. اسامی بازداشت شدگان بهایی عبارتست از:
فرهاد فهندژ – شیدا قدوسی – پونه ثنایی – هوشمند دهقان – کمال کاشانی – مریم دهقان – فره‌مند ثنایی – فرح ثنایی (همسر فره‌مند) – پریوش فناییان – نازی تحقیقی (خلخی) – بهنام حسنی – سودابه مهدی‌نژاد – حنا عقیقیان – نوید معلمی – کاملیا بیدلیان (همسر نوید) – شهنام جذبانی – شهره صمیمی (همسر شهنام)
۳۰ مهر ماه: در پی احضار و مراجعه دو شهروند بهایی ساکن اسلامشهر به نامهای «فرزین شهریاری» و «رامین شهریاری» به دادسرای انقلاب، بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند.
- به حکم دادگاه انقلاب شهر سمنان یک شهروند بهایی به نام «اکبر‌پور حسینی» به اتهام تبلیغ علیه نظام و عضویت در تشکیلات مذهبی بهایی به ۲۸ ماه حبس تعزیری محکوم گردید.

واکنش احمدی‌نژاد به هشدار خامنه‌ای: دولت نامهربانی‌ها را تحمل خواهد کرد

محمود احمدی‌نژاد در واکنش به هشدار آیت‌الله خامنه‌ای به سران قوای جمهوری اسلامی در مورد پرهیز از دامن زدن به اختلافات، با انتشار نامه‌ای از این «تذکر به موقع» استقبال کرده و گفته است که دولتش «مانند گذشته و برای مصالح کشور، همه نامهربانی‌ها را صبورانه تحمل خواهد کرد». رئیس دولت دهم همچنین گفته است که دولتش «مانند همیشه» تلاش خود را مصروف «خدمتگذاری بی‌منت و پافشاری بر اصول و ارزش‌های انقلاب و صیانت از حقوق اساسی ملت» می‌کند، و به دلیل مسئولیت‌های سنگین خود «از بگومگوها و یا اصطکاک داخلی استقبال نخواهد کرد».
نامه محمود احمدی‌نژاد خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای که شامگاه روز پنجشنبه زیر عنوان «تقدیر دکتر احمدی‌نژاد» از «توجه هوشمندانه» رهبر جمهوری اسلامی به ضرورت حفظ و تقویت وحدت انتشار یافته، پاسخی است به اظهارات روز چهارشنبه آیت‌الله خامنه‌ای در مورد ضرورت دامن نزدن به اختلافات.
آیت‌الله خامنه‌ای روز چهارشنبه در واکنشی صریح به اختلافات اخیر میان مسئولان قوای سه‌گانه جمهوری اسلامی، مسئولان کشور به ویژه رؤسای قوای سه‌گانه را از دامن زدن به اختلافات بر حذر داشته و به آنها هشدار داده بود که «از امروز تا روز انتخابات هر کسی احساسات مردم را در جهت ايجاد اختلاف به کار گيرد، قطعاً به کشور خيانت کرده است».

رهبر جمهوری اسلامی که در آستانه سالروز ۱۳ آبان و واقعه اشغال سفارت ايالات متحده در تهران در جمع دانش‌آموزان و دانشجويان سخن می‌گفت، اظهار داشت: «من به مسئولان و رؤسای قوا هشدار می‌دهم مراقب باشند و اختلافات را به ميان مردم نکشانند».
 
او با اشاره به مکاتبات اخير محمود احمدی‌نژاد، رئيس قوه مجريه ايران با آيت‌الله صادق لاريجانی، رئيس قوه قضاييه ايران که حاوی انتقاداتی از يکديگر بود، گفت: «نامه‌نگاری‌های اخير و مطالب آن به هيچ وجه موضوع مهمی نيست، اما اين اختلاف نظرها نبايد به ميان مردم کشانده و دست‌مايه‌ای برای جنجال و هياهوی رسانه‌های بيگانه و دشمنان شود».
 
اظهارات آیت‌الله خامنه‌ای روز پنجشنبه با استقبال رؤسای قوای مقننه و قضائیه روبه‌رو شد و علی و صادق لاریجانی در نامه‌هایی جداگانه بر اطاعت از اوامر رهبر جمهوری اسلامی تأکید کردند.
«صیانت از جایگاه ریاست جمهوری»
 
محمود احمدی‌نژاد اما ساعت‌ها پس از واکنش برادران لاریجانی به سخنان آیت‌الله خامنه‌ای، به طور تلویحی رهبر جمهوری اسلامی را به حمایت از اقدامات خود فراخوانده است.
 
رئیس قوه مجریه در این نامه نوشته است که «مطمئن هستم که جنابعالی بر پاسداری قاطع از قانون اساسی و به ویژه از حقوق اساسی ملت و همچنین صیانت از جایگاه رفیع رئیس جمهوری منتخب ملت که بالاترین مقام رسمی کشور پس از رهبری و مجری قانون اساسی است، تأکید دارید و با هر اقدامی که اختیارات و مسئولیت‌های مهم او را مخدوش نماید، مخالفید».
 
وی ادامه داده است که «توجه دادن حضرتعالی به امر انتخابات ریاست جمهوری بسیار دقیق و مهم است... این امر در شرایط کنونی از اهمیتی به مراتب بالاتر برخوردار است و ضرورت دارد از هرگونه اقدام و رفتار که شائبه تضعیف نقش محوری اراده مردم در اداره کشور و یا حضور حداکثری آنان در انتخابات است به جد پرهیز گردد.»
 
آقای احمدی‌نژاد در پایان نامه‌اش به آیت‌الله خامنه‌ای ابراز امیدواری کرده است که «با تدابیر خردمندانه جنابعالی از این عقبه به سلامت عبور خواهیم کرد».
 
انتشار پاسخ محمود احمدی‌نژاد به اظهارات آیت‌الله خامنه‌ای در حالی است که ساعتی پس از انتشار نامه رؤسای قوای مقننه و قضائیه به آیت‌الله خامنه‌ای، علاءالدين بروجردی، رئيس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس، خواستار آن شده بود که محمود احمدی نژاد نيز نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی بنويسد.
 
وی به روز پنجشنبه خبرگزاری مهر گفته بود که: «هم اکنون افکار عمومی منتظر اين است که رئيس جمهوری نيز به عنوان رئيس قوه مجريه کار مشابهی را انجام دهد و نامه‌ای را خطاب به رهبر معظم انقلاب بنويسد و ما شاهد انسجام در سطح سران قوا باشيم.»

دونامه از وحید اصغری زندانی محکوم به مرگ به مسئولین قضایی


وحید اصغری که از سوی دادگاه انقلاب به اتهام راه اندازی سایت هایی با محتوای پورنوگرافیک به اعدام محکوم شده است در سال ۸۷ همزمان با بازداشت جمعی از فعالین سایبری در یک پروژه امنیتی از سوی اطلاعات سپاه بازداشت شده بود.
شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی برای دیگر متهم این پرونده به نام‌ سعید ملک‌پور نیز که تحت عنوان پروندهٔ مضلین محاکمه شدند، حکم اعدام صادر کرده بود و هم‌چنین دیگر متهم این پرونده، حسن سی‌سختی را به حبس ابد محکوم نموده است. نامبردگان هم‌اکنون در زندان اوین به‌سر می‌برند.
در زیر متن کامل دو نامه از وحید اصغری به دادسرای نظامی و قاضی پرونده‌اش که در اختیار خبرگزاری هرانا قرارگرفته است و برای اولین بار منتشر میشود را می‌خوانید:
اعلام شکایت از سپاه پاسداران بدلیل ارتکاب جرایم علیه بشریت و نقض تمام حقوق متهمان
به دادسرای نظامی تهران:
نظر به اینکه وقوع اعمال شکنجه‌های فرا قانونی و غیر شرعی به اسم دفاع از رهبری و قانون اساسی رو بنده مسلم است و خواندهٔ دعوی اخیرا با قصد سوء استفاده شروع به اخلال در حقوق واگذاری به اینجانب نموده است و نظر به اینکه توجه مقام عالی را تعدد جرایم ارتکابی متشکی عنه جلب می‌نمایم.
بخاطر همین در کتاب "شرح شکنجه‌ها" در دویست صفحه موارد نقض حقوق قانونی، انسانی و شرعی متهم بند دو الف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (بنده) نوشته و ارائه شده است و خسارات عظیم روحی و روانی و خانوادگی و جسمی و بدنی به من از این طریق که دانشجو و مؤلف و مدیر عامل چندین شرکت و خبرگزاری بوده و ناشر قران مجید هم هستم، وارد گشته است و همگی قابل اثبات در صورت اعزام بنده به پزشکی قانونی می‌باشد (و همینطور مطالعهٔ گزارشات و نظریه‌های دکتر‌های متخصص بهداری اوین و پزشکی قانونی که از قبل موجود می‌باشد).
مستنداً به مواد ۳۹-تبصرهٔ ماده ۵۹-۱۲۹-۱۳۱-۱۹۰-۱۹۶-۲۰۵-۲۱ قانون آیین دادرسی کیفری و مواد۲۰-۲۲-۲۳-۳۳-۳۴-۳۷-۳۸-۳۹-۱۶۹-۱۷۳ قانون اساسی که حقوق شهروندان را تضمین می‌کند و مواد ۱۲۴-۱۴۱-۱۴۳ تا ۱۴۶-۱۵۱-۱۵۳-۲۷۱-۲۷۷-۴۴۶-۵۱۳-۵۱۴-۵۷۰-۵۷۴-۵۷۶-۵۷۸-۵۷۹-۵۸۰-۵۸۲-۵۸۴-۵۸۷-۵۹۷-تا ۵۹۹-و ۶۰۸-۶۱۷-۶۲۸-۶۶۸ و ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی و تمامی مواد نقض شدهٔ قانون احترام به آزادی‌های مشروع و حفظ حقوق شهروندی و قانون منع شکنجه (تمامی مصوب مجلس) صدور حکم مبتنی بر تعقیب، مجازات و در ‌‌نهایت محکومیت اعمالگران، جنایت علیه بشریت و شکنجه و سوء رفتار شدید و رفتار خشن و جبران ضرر و زیان مادی و معنوی با احتساب جمیع خسارات قانونی از محضر عالی استدعا می‌شود، مدارک و مستندات و دلائل و ضمائم به شرح ذیل تقدیم می‌شود:
۱-کتاب شرح شکنجه‌ها
۲-عند اللزوم تحقیق و معاینه محلی
۳-عند اللزوم جلب نظر کار‌شناسی
۴-عنداللزوم اعزام شاکی به پزشکی قانونی جهت اخذ گواهی‌ها و نظریه‌های شکنجه و آزار جسمی و روانی
۵-پروندهٔ پزشکی اینجانب در بهداری زندان اوین
۶-استشهادیه‌ای با امضای کسانی که از ماوقع مطلع هستند
۷-شهادت شهود (شهود به دادگاه معرفی می‌شوند تا در صورت لزوم به دادگاه فراخوانده شوند)
۸- رای دادگاه و دادنامه‌ای که از سوی قاضی پرونده برای پروندهٔ سیاسی‌ای که بخاطرش ماه‌ها شکنجه شده‌ام صادر شده است
۸۹/۰۵/۰۲
موضوع درخواست: بذل توجه به لایحهٔ دفاعیه و سوابق اینجانب و تاثیر دادن آن‌ها برای صدور حکم نهایی و رد اتهامات واهی
به: رئیس محترم شعبهٔ ۱۵ دادگاه انقلاب، جناب آقای صلواتی
با توجه به هشتصدوهشتاد و هشتمین روز بازداشت بنده و با رسیدن مدت بازداشت موقتم به ۹۰۰ روز در تاریخ ۳۰ آبانماه ۸۹ متذکر می‌گردم:
۱-من ناشر قرآن به زبان انگلیسی در آمریکای شمالی و محیط اینترنت بوده‌ام.
۲-من ناشر آثار شاملو در قالب دی وی دی بصورت چند رسانه‌ای هستم.
۳-بنده مؤلف یک کتاب روان‌شناسی و یک کتاب جامعه‌شناسی به زبان انگلیسی هستم.
۴-بنده مؤلف کتاب کودک (آموزش زبان انگلیسی با استفاده از تصاویر) هستم.
۵-بنده مهندس کامپیو‌تر و دانشجوی رشتهٔ مد و طراحی لباس هستم (یک دانشگاه آمریکایی بین المللی).
۶-بنده کارمند شرکت گوگل (کار‌شناس رسانه) و کارمند خانهٔ مد در خارج از کشور بوده‌ام.
۷-بنده عضو اتاق بازرگانی تبریز و دارنده کتاب کارت بازرگانی شرکت صادرات و واردات در تهران هستم.
۸-بنده سابقهٔ ۶ سال تعامل با دانشگاههای خارجی دارم و سابقهٔ اخذ و جذب بورسیهٔ رشته روزنامه نگاری برای دانشجویان ایرانی را دارم.
۹-حامی رسانه‌ای و تبلیغی یونیسف و اینترپل در محیط سایبری و رسانه‌ای بوده‌ام و از این نهادهای بین المللی تقدیر نامه دارم.
۱۰-یک شرکت بسط فناوری اطلاعات، یک شرکت خدمات مشاوره بیمه در آمریکا و یک شرکت تجارت الکترونیک در آمریکا به مدیر عاملی خودم دارم.
۱۱-سابقهٔ تولید نرم افزارهایی چون نرم افزار تجاری، اداری، قضایی و هزاران نمونه، نامه دسته بندی شده را دارم (نمونه فرمها-نامه‌ها و قرار داد‌ها).
۱۲- سابقهٔ تولید محتوای ملی همچون سایت "مشاهیر ایرانی همراه با معرفی آن‌ها با عکس و تفصیلات" به زبانهای انگلیسی و فارسی را دارم.
۱۳- "لینکستان جامع رسانه" را تولید و عرضه کرده‌ام (در محیط اینترنت که آدرس سایت و ایمیل و شماره تلفن و آدرس تمام رادیو تلویزیون و نشریات دنیا را ارائه می‌دهد.
۱۴-سابقهٔ حمایت از مؤسسات مربوط به کودکان و سابقه انتشار بین المللی سی دی‌های ترانه‌های شادمانه کودکان را دارم.
۱۵-سابقهٔ عضویت در سازمان هلال احمر جهانی و گذراندن دورهٔ آموزش آن‌ها، سابقه انتشار کتاب زرد مشاغل آمریکا و ایران و... را دارم.
لذا با توجه دادن دادگاه محترم به اینگونه سوابق و با خواندن لایحهٔ دفاعیه تقدیمی، حقیقت نداشتن اتهامات واهی روشن می‌گردد.

فرمانده بسیج : 10 کیلو طلا، جایزه کسی که ثابت کند جنایتکارتر از آمریکا، دولت دیگری هست (مردم ایران به راحتی ثابت میکنند : حکومت اسلامی ایران)

رئیس سازمان بسیج مستضعفین در مراسم یوم الله 13 آبان اعلام کرد: ایران به محققی که ثابت کند جنایتکارتر از آمریکا، دولت دیگری وجود دارد، 10 کیلو جایزه می دهد.به گزارش خبرنگار سیاسی «خبرگزاری دانشجو» (بسیج)، سردار نقدی در مراسم یوم الله 13 آبان که صبح امروز در مقابل لانه جاسوسی سابق آمریکا برگزار شد، با اشاره به جنایات دولت آمریکا طی سال‌های گذشته گفت: ما به هر مورخ و پژوهشگری که ثابت کند در دنیا از دولت آمریکا دولتی جنایتکارتر است جایزه می دهیم .
وی در ادامه از اهدای ده کیلوگرم طلا به محقق و مورخی که بتواند چنین مسئله‌ای را ثابت کند، خبر داد و گفت: تا سال 1400 فرصت وجود دارد که این مساله توسط آنها ثابت شود.
رئیس سازمان بسیج مستضعفین در ادامه گفت: ما هر چه تحقیق کردیم در این زمینه به هیچ نتیجه‌ای نرسیدیم.