جمعه

شکستن سکوت دادستانی درباره مرگ ستار بهشتی

دادستان تهران با شکستن سکوت یک‌هفته‌ای خود٬ سرانجام به ماجرای مرگ ستار بهشتی٬ وبلاگ‌نویس منتقد حکومت واکنش نشان داد. به گفته جعفری دولت‌آبادی رسیدگی دقیق به این ماجرا٬ علت سکوت دادستانی بوده است. عباس جعفری دولت‌آبادی٬ دادستان تهران٬ روز سه‌شنبه (۲۳ آبان / ۱۳ نوامبر) سرانجام سکوت طولانی دادستانی درباره مرگ جنجال‌برانگیز ستار بهشتی٬ کارگر وبلاگ‌نویس ۳۵ ساله را شکست و اعلام کرد در ارتباط با این پرونده چند نفر بازداشت شده‌اند.
وی جزئیات بیشتری درباره بازداشت‌شدگان ارائه نکرد٬ اما برخی منابع خبری نزدیک به اصول‌گرایان می‌گویند چند تن از بازجوهای ستار بهشتی در میان بازداشت‌شدگان این پرونده‌ هستند. عباس جعفری دولت‌آبادی تاکید کرد که تحقیقات درباره مرگ ستار بهشتی به سرعت آغاز شده و سیاست قوه قضاییه رسیدگی بدون اغماض به این پرونده است.
دادستان تهران سکوت یک‌هفته‌ای این نهاد قضایی را این‌گونه تشریح کرد: «این روزها اگر ما مطلبی نمی‌گفتیم، به معنای عدم موضع‌گیری نبود بلکه به معنای این بود که ممکن است بیانات ما باعث شود تحقیقات سوخت شود و سکوت ما از سر این بود که تحقیقات از بین نرود.» او ابراز امیدواری کرد که تا ۱۰ روز آینده تحقیقات کامل شود تا بتواند اظهارنظر روشنی در این‌باره داشته باشد.
 
دادستان تهران همچنین در واکنش به انتشار خبر اعتصاب غذای برخی از زندانیان امنیتی زن٬ از جمله نسرین ستوده٬ گفت: «این خبر از اساس دروغ است و اعتصاب غذایی وجود ندارد. درخواست‌هایی دارند که ما آنها را برررسی کرده‌ایم.»
احمدرضا رادان٬ جانشین فرمانده نیروی انتظامی ایران نیز روز سه‌شنبه اعلام کرد که «پلیس از درگذشت ستار بهشتی متاسف است و به همین خاطر تیمی تشکیل داده تا با بررسی ابعاد مختلف ماجرا٬ با متخلفان و مقصران قاطعانه برخورد کند.»
اظهارات ضد و نقیض مقامات درباره مرگ ستار بهشتی
ستار بهشتی٬ وبلاگ‌نویس منتقد جمهوری اسلامی٬ نهم آبان ماه توسط پلیس ویژه فضای مجازی (فتا) بازداشت شد و چهار روز بعد در زندان در اثر شکنجه کشته شد. او پیش از مرگ نامه‌ای نوشته و در آن از رفتارهای بازجویان خود شکایت کرده بود.
مرگ این وبلاگ‌نویس ۳۵ ساله٬ در رسانه‌های داخلی و خارجی بازتاب بسیار گسترده‌ای داشت و تا کنون بسیاری از مقامات جمهوری اسلامی وعده داده‌اند که با مقصران احتمالی آن برخورد خواهند کرد.
غلامحسین محسنی اژه‌ای٬ سخنگوی قوه قضاییه ایران٬ روز دوشنبه (۲۲ آبان / ۱۲ نوامبر) تایید کرده بود که علائم کبودی در پنج نقطه بدن ستار بهشتی از جمله ساق پا٬ دست٬ پشت کتف و یکی از ران‌های او رویت شده است. این  در حالی است که علاءالدین بروجردی٬ رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی مدعی شده بود که بر اساس تحقیقات اولیه٬ آثار ضرب و شتم روی بدن او مشاهده نشده است.
برخی دیگر از مقامات جمهوری اسلامی نیز٬ علت مرگ او را «ایست قلبی» و حتی «مننژیت» اعلام کرده‌اند. در این میان٬ محمد دهقان٬ عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی٬ درباره مرگ ستار بهشتی گفت: «اگر با ماموران و قضات متخلف ماجرای کهریزک برخورد می‌شد٬ امروز شاهد این اتفاق تلخ نبودیم.»
سازمان گزارشگران بدون مرز٬ روز گذشته با صدور بیانیه‌ای هشدار داد که «به نظر می‌رسد مقامات مسئول در پی یافتن "علت طبیعی و دیگری" برای مرگ این وبلاگ‌نویس هستند.» در این بیانیه تاکید شده که «باید همه حقایق در باره مرگ ستار بهشتی روشن شود. تحقیق و بررسی اعلام شده از سوی دستگاه قضایی، نباید برای خاک به چشم پاشیدن و نهان کردن حقیقت بکار گرفته شود یا تنها هدفش کارزاری تبلیغاتی برای نفی روشنگری‌هایی باشد که در این‌باره در سطح ملی و بین‌المللی انجام شده است.»

نسرین ستوده از نظر قضایی ناپدید شده است

رضا خندان همسر نسرین ستوده وکیل دادگستری که در زندان به سر می برد در صفحه فیس بوک خود نوشته است که همسرش از نظر قضایی ناپدید شده است.
رضا خندان نوشته است پنجشنبه 15-11-2012 نیز به خانواده نسرین ستوده اجازه ملاقات داده نشد، در حالی که وی 15 روز قبل به سلول انفرادی در بند 209 منتقل شده است.
نسرین ستوده که از تاریخ 17 اکتبر 2012 دست به اعتصاب غذا زده است. به این اقدام در واکنش به "آزار و اذیت خانواده‌اش توسط مقامات و محدودیت حق ملاقات وی" دست زده است.
رضا خندان با ابراز نگرانی از وضعیت نسرین ستوده نوشته است: "امروز پنجشنبه برای دومین هفته‌ی متوالی به سالن ملاقات زندان اوین مراجعه كردیم. روزهای پنجشنبه روز ملاقات زندانیان بند 209 اطلاعات است. با وجود اینكه نسرین از 15 روز قبل به یكی از سلول‌های انفرادی این بند منتقل شده است، ولی آنها به ما اعلام می‌كنند كه او زندانی ما نیست."
او ادامه داده است: "مسولین زندان اوین هم می‌گویند كه ایشان در اختیار 209 هستند. وقتی كه هیچكدام از نهادهای صاحب بازداشتگاه خود را مسئول این زندانی نمی دانند، در واقع می‌شود گفت كه از نظر قضایی ایشان ناپدید شده‌اند."
رضا خندان خاطرنشان کرده است: "با وجود این كه معلوم شده است كه برای او هیچگونه قرار ممنوع الملاقاتی صادر نشده است ولی همچنان او را ممنوع الملاقات كرده‌اند. دیگر حتی به طور صوری و فرمایشی هم به قوانین نیم‌بند خودشان پایبند نیستند و هر كاری كه در راستای فشار به زندانی و خانواده‌اش باشد در انجام آن هیچ تردیدی به خود راه نمی‌دهند."
نسرین ستوده به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی، تبانی و تبلیغ علیه نظام و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر" به تحمل 6 سال حبس تعزیری، 20 سال محرومیت از وکالت و 20 سال ممنوعیت خروج از کشور و به جرم تظاهر به بی حجابی به 50 هزار تومان جریمه نقدی محکوم شده است."

زنان زیر 40 سال ایرانی دیگر بدون اجازه مردان گذرنامه نمی‌گیرند

کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای ایران ماده ای از لایحه گذرنامه را تصویب کرد که برپایه آن زنان زیر 40 سال ایرانی دیگر بدون اجازه مردان نمی توانند گذرنامه دریافت کنند.
به گزارش خبرگزاری های ایران، حسین نقوی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای ایران، به خبرنگاران گفته است که این کمیسیون به ماده‌ای رای داده است که بر اساس آن صدور گذرنامه برای زنان مجرد زیر 40 سال با موافقت ولی قهری وی و در غیر این صورت با حکم حاکم شرع امکان‌پذیر است.
به گفته آقای نقوی، "در ماده 15 این لایحه تصویب شد گذرنامه برای افراد کمتر از 18 سال تمام و افراد تحت ولایت و قیومیّت با اجازه کتبی ولی یا قیّم آنان صادر شود."
این نماینده مجلس توضیح بیشتری درباره این ماده از لایحه گذرنامه نداده.
برپایه قانون فعلی گذرنامه در ایران، همه افراد زیر 18 سال برای دریافت گذرنامه به اجازه رسمی ولی یا قیم خود نیاز دارند اما درباره افراد بالای 18 سال تفاوتی بین زنان و مردان نیست.
البته برپایه قانون کنونی زنان متاهل برای دریافت گذرنامه به اجازه رسمی همسر خود یا حاکم شرع نیاز دارند.

قتل ستار بهشتی؛ استراتژی يا خودسری؟ مجتبی واحدی

عناصر امنيتی و اطلاعاتی برای متوقف کردن حرکت‌های اعتراضی، راهی مؤثرتر از سرکوب خونين همراه با ارعاب عمومی نمی‌شناسند. پس معمولاً با سروصدای فراوان، وقوع يک جنايت را تأييد می‌کنند و سپس با تبرئه و حتی تکريم دست‌اندرکاران همان جنايت، به اغلب ايرانيان يادآوری می‌کنند که هر کس در فکر مقابله با نظام باشد کهريزکی خواهد شد يا
مانند ستار بهشتی در زندان به قتل خواهد رسيد بدون آنکه آمران و عاملان قتل، با عقوبتی مواجه شوند
ويژه خبرنامه گويا
پس از قتل مظلومانه ستاربهشتی، بلافاصله فضای احساسی درميان بسياری از هموطنان حاکم شد. در اوج احساس تأسف ها در داخل و خارج از کشور، مقامات جمهوری اسلامی هم سکوت پنج روزه را شکستند و ماشين کميته سازی خود را در مجلس و قوه قضائيه فعال نمودند تا از طريق کميته های ويژه ، به اين حادثه رسيدگی شود. عده ای بر اين گمانند که انعکاس گسترده موضوع در شبکه های خبری فارسی زبان و موضعگيری شديداللحن مقامات خارجی، سران نظام را در شرايط ويژه ای قرار داده و اظهار نظر های اوليه آنان متأثر از همان شرايط ويژه است. البته نمی توان افزايش بدنامی سران نظام به خاطر چنين وقايعی را ناديده گرفت، همچنين در حالی که نظام جمهوری اسلامی با فشارهای بی سابقه بين المليی مواجه است واکنش های جدی خارجی موجب افزايش نگرانی ها در ميان سران نظام می شود ولذا تلاش آنان برای کنترل پيامد های اين حادثه، امری طبيعی است. اما برای تحليل رفتارکارگزاران حکومتی در اين حادثه و نيزيافتن انگيزه های احتمالی آنان از باز گذاشتن دست نيروهای سرکوبگر عليرغم هزينه های سنگين اين رفتارها، بايد شيوه مواجهه حکومت با حوادث مشابه در گذشته را مورد ارزيابی قرارداد.
تقريباً سه سال پيش، نخستين گزارش رسمی مجلس شورای اسلامی در خصوص جنايت کهريزک به صورت عمومی منتشر شد. در آن گزارش نام سعيد مرتضوی به عنوان يکی از متهمان اصلی به چشم می خورد. همچنين برای نخستين بار در يک گزارش رسمی حکومتی، کشته شدن سه جوان مظلوم ايرانی در زير شکنجه مورد تأييد قرار گرفته بود. واکنش مقامات جمهوری اسلامی به حادثه کهريزک ، دومين تجربه ايشان برای کنترل احساسات عمومی به خاطر خشونت های حکومتی بود. نخستين بار پس از حادثه غم انگيز کوی دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۸ رهبر جمهوری اسلامی، خود را مدعی اصلی در برابرعاملان جنايت در کوی دانشگاه تهران نشان داد. اما شعارهای پرطمطراق برای مقابله با آنچه که به ادعای آقای خامنه ای، قلب او را به درد آورده بود تنها به محکوميت کسی منجر شد که بنا بر گزارش های رسمی در شب حادثه، يک ريش تراش از کوی دانشگاه سرقت کرده بود.يک دهه بعد از آن حادثه، عده ای از معترضان به نتايج انتخابات سال ۸۸ کشته شدند که بنا بر اعتراف مقامات رسمی ، قتل سه نفر ازآنها بر اساس شکنجه در کهريزک بود. در آن حادثه هم دراوج اظهار تأسف های عمومی ، بار ديگر رهبر جمهوری اسلامی و ياران نزديک او به ميدان آمدند و بر لزوم تنبيه خاطيان تأکيد کردند. اما عاملان جنايات کهريزک خوش شانس تر از آن بودند که حتی به اندازه عامل سرقت ريش تراش در کوی دانشگاه، مجازات شوند. به علاوه، متهم اصلی آن فاجعه در دستگاه محمود احمدی نژاد، قدر يافت و بر صدر نشست.
اکنون برای سومين بار در يک دوره سيزده ساله، نمايشی با سناريوی تکراری توسط بازيگران حکومتی در حال اجراست: رئيس قوه قضائيه خواستار برخورد بدون اغماض با عاملان قتل ستار بهشتی می شود، داستان کل کشور وجود کبودی در بدن مقتول را تأييد می نمايد و کميته ويژه مجلس مأموريت می يابد داستان را پيگيری کند. اما اين بار، پايان سناريو بسيار زودتر از دفعات پيشين در حال آشکار شدن است. هنوز ساعاتی از اذعان هدف دار دادستان کل کشور به وجود کبودی در پنج نقطه از بدن شهيد ستار نگذشته بود که رئيس کميسيون امنيت ملی مجلس اظهار داشت: ‪"‬طبق اطلاعات اوليه، آثار ضرب وشتم دربدن اين فرد ديده نشده است‪."‬ البته دادستان کل کشور، قبلاً‌ راه را برای اين اظهار نظر رئيس کميسيون امنيت ملی باز کرده بود: ‪"‬ در سر و صورت او هيچگونه خون مُردگی مشاهده نشده است.‪"‬ ساعاتی بعد، رئيس کميته ويژه مجلس که ظاهراً برای کشف حقيقت در اين ماجرا تعيين شده است بخش هايی ديگر از سناريوی شناخته شده را اجرا کرد وگفت :‪"‬ بررسی های اوليه بر مرگ طبيعی اين وبلاگ نويس تأکيد دارد‪".‬
اکنون می توان مراحل طی شده تا اين مرحله در مورد پرونده ستار بهشتی را با رفتاهای مرحله به مرحله مقامات نظام در ماجراهای پيشين مقايسه کرد. در اين ماجرا هم مانند حوادث سال های هفتاد و هشت و هشتادو هشت، ابتدا مقامات رسمی کشور، خود را سردمدار اعتراض به جنايت نشان داده اند. همچنين مانند فجايع پيشين، در حادثه منجر به قتل ستار نيز عمده اظهار نظر کسانی که مسئوليت حقيقت يابی به آنها سپرده شده است به گونه ای است که به نظر می رسد انتخاب نخست ايشان، حرکت تدريجی به طرف تبرئه دستگاههای رسمی است. تنها تفاوت که فاجعه اخير را از حوادث کوی دانشگاه و کهريزک متمايز می سازد سرعت عجيب حرکت به طرف ‪"‬بی گناه دانستن عوامل انتظامی و امنيتی است. با اين تفاصيل، ‪"‬چرا اصولاً مقامات رسمی وارد ماجرا می شوند و پس از حساس شدن افکار عمومی، به ناگاه از بی گناهی دستگاههای رسمی سخن می گويند يا مانند حادثه کهريزک، عليرغم عدم تبرئه متهم اصلی، او را عزيز می شمارند و ارتقای مقام می بخشند؟‪"‬ برای پاسخ به اين پرسش هم بايستی عملکرد نظم در ماجرای کهريزک را به دقت مورد توجه قرار داد.
۱ـ در تاريخ بيستم دی ماه ۱۳۸۸، گزارش کميته منتخب علی لاريجانی در مجلس قرائت گرديد که در بخشی از آن آمده بود:‪"‬ مسئولان بازداشت کهريزک به دليل عدم هرگونه ظرفيت، از پذيرش بازداشتی ها سر باز زدند اما در نهايت به اصرار قاضی سعيد مرتضوی مجبور می شوند ۱۴۷ بازداشت شده را در فضايی به مساحت ۷۰ متر مربع جای دهند …که به مدت چهار روز بدون بر خورداری از هرگونه تهويه، غذای مناسب ودر شرايط سخت تنبيهی در جوار سی نفر از اراذل و اوباش در اين مکان نگهداری شدند‪".‬
۲ـ يک هفته بعد، سعيد مرتضوی که در زمان انتشار گزارش، به معاونت احمدی نژاد مفتخر بود نامه ای سر گشاده خطاب به علی لاريجانی رئيس مجلس نوشت و اعلام کرد:‪"‬ موضوع به استحضار عالی ترين مقام قضايی کشور رسيد و معظم له نيز با بررسی همه جانبه مطالب، صراحتاً اعلام نمودند در موضوع حادثه کهريزک هيچگونه تخلفی از سوی قضات مورد اشاره و دادستانی تهران انجام نشده است.‪"‬ اين ادعای دادستان سابق تهران و متهم اصلی جنايت کهريزک، هيچگاه توسط عالی ترين مقام قضايی تکذيب نشد تا مشخص گردد کسانی که وظيفه سرکوب اعتراضات انتخاباتی را به عهده داشته اند به طور همزمان از حمايت رئيس دولت و رئيس دستگاه قضايی برخوردارند. پس از آن تاريخ، رئيس مجلس هم که گزارش کميته ويژه، به سفارش او تهيه شده بود برای رسيدگی به ادعاهای مطرح شده عليه مرتضوی اقدام ويژه ای انجام نداد و به اين طريق سهم خويش را در دفاع از مرتضوی ادا نمود.
اکنون پاسخگويی به اين پرسش چندان سخت نيست که ‪"‬چرا مقامات نظام با ورود و محکوم کردن اوليه ، توجهات را به طرف برخی جنايت ها جلب و سپس با مسکوت گذاشتن روند رسيدگی يا حمايت از عاملان جنايت ، به ظاهر برای خود رسوايی می آفرينند؟‪"‬ اين رويه ای است که اگر روند فعلی در بررسی مرگ ستار بهشتی ادامه يابد احتمالاً در اين ماجرا نيز تکرارخواهد شد. من بر اين باورم که عناصر امنيتی و اطلاعاتی که هم اکنون بيشترين نفوذ را در حاکميت دارند برای متوقف کردن حرکت های اعتراضی، راهی مؤثرتر از سرکوب خونين همراه با ارعاب عمومی نمی شناسند. ضمن آنکه به دليل کثرت سوژه ها در اين عرصه وبازتاب آنها در داخل و خارج، ديگر نگران ‪"‬بدنام تر‪"‬ شدن نيستند. پس معمولاً با سر وصدای فراوان، وقوع يک جنايت را تأييد می کنند و سپس با تبرئه و حتی تکريم دست اندرکاران همان جنايت، به اغلب ايرانيان يادآوری می نمايند که هرکس در فکر مقابله با نظام باشد کهريزکی خواهد شد يا مانند ستار بهشتی در زندان به قتل خواهد رسيد بدون آنکه آمران و عاملان قبل، با عقوبتی مواجه شوند. در سال ۸۸، نهادهای اطلاعاتی امنيتی جمهوری اسلامی برای وحشت آفرينی در ميان فعالان جنبش و خانواده های ايشان، به علنی سازی جنايت کهريزک و انتشار علنی برخی از ابعاد آن نياز داشتند. در سال ۹۱ هم به نظر می رسد مقامات نظام نگران سر برآوردن برخی اعتراضات به خاطر مشکلات روز افزون اقتصادی ، سياسی و اجتماعی هستند. آنها به خيال خود تمام صدا ها در داخل کشور را خفه کرده اند وتصور می کنند با ارعاب فعالان رسانه های مجازی در داخل، فعاليت خبر رسانان ايرانی در خارج از کشور را نيز با اخلال مواجه می سازند واز اين طريق، کسب اطلاع اکثر ايرانيان از بی کفايتی و رسوايی های حکومتی را به تأخير خواهند انداخت.
اگر مهم ترين عامل در حادثه اخير همان باشد که در اين مقاله به آن اشاره شد بايد آن را ناشی از يک نگاه غير خردمندانه به واقعيت های امروز کشور و جهان دانست که قطعاً کمک مؤثری به حاکميت جمهوری اسلامی نخواهد کرد، اما به نظر می رسد افزايش فشار تا حد قتل بر روی يک وبلاگ نويس و کهريزکی کردن آن از طريق ‪"‬افشا در گزارش های رسمی و سپس تبرئه عاملان جنايت‪"‬ ، تنها با همين نگاه غير هوشمندانه و همراه با استيصال، قابل توجيه است.

٧٧ اعدام رسمی و غیر رسمی در یک هفته

بر اساس گزارش های رسیده از ایران بامداد روز چهارشنبه سه زندانی در ملاء عام در اراک به دار آویخته شدند .به گزارش تارنمای رسمی دادگستری استان مرکزی " این افراد با هویت بهزاد ٢٧ ساله ، مهدی ٣٧ ساله و میثم ٢٥ ساله در سالهای گذشته به بهانه حمل مسافر دختر جوانی را سوار بر خودرو نموده و پس از انتقال به منزل یکی از متهمین به وی تجاوز مینماید که پس از آنذدو نفر از متهمین دستگیر و با حکم مرجع قضایی روانه زندان می گردند ولی نفر سوم به استان دیگر متواری می شود که پس از مراجعت به محل سکونت خود در اراک و به دلیل درگیری با شخص دیگر با ضربه چوب مرتکب قتل نیز می گردد. که سر انجام پس از دستیگری وی و طرح در شعبه سوم کیفری استان و تایید در هیئت عمومی دیوانعالی کشور سرانجام به اعدام درملا عام محکوم و رای صادره صبح روز چهارشنبه (٢٤ آبان ماه) در ملا عام و با حضور جمع کثیری از مردم اجرا گردید."بدین ترتیب در یک هفته گذشته بر اساس گزارش های رسمی ٣٠ نفر در ایران اعدام شده اند که احکام ١٠ نفر در ملاء عام اجرا گردیده استبر اساس گزارش های غیر رسمی نیز در یک هفته گذشته ٤٧ اعدام اعلام نشده در زندان های ایران صورت گرفته است.سازمان حقوق بشر ایران بار دیگر از جامعه جهانی خواست تا اعدام های بی رویه در ایران را محکوم کند . محمود امیری مقدم سخنگوی این سازمان گفت:" مردم ایران از کودک و پیر روزانه درمعرض نمایش وحشت اعدام های ملاء عام حکومت ایران قرار میگیرند. جامعه جهانی باید دراین قبال واکنش نشان دهد. حقوق بشر ایران، ٢٤ آبان ماه

بازرسان سازمان ملل: مقامات در مورد مرگ ستار بهشتی توضیح بدهند

بازرسان ویژه سازمان ملل متحد در امر حقوق بشر روز پنج‌شنبه، ۲۵ آبان‌ماه، رسما خواستار توضیح مقامات مربوطه در جمهوری اسلامی درباره مرگ ستار بهشتی، وبلاگ‌نویسی شدند که نزدیک به دو هفته پیش در بازداشت پلیس جان خود را از دست داد. مرگ ستار بهشتی ۳۵ ساله، ساکن تهران، که روز ۹ آبان به اتهام «اقدام عليه امنيت ملی از طريق فعاليت در شبکه اجتماعی» بازداشت شد و روز ۱۳ آبان در بازداشتگاه پلیس درگذشت تاکنون باعث واکنش‌های بسیار در داخل و خارج از
کشور شده است. به گزارش خبرگزاری رویترز از شهر ژنو در سوئیس، در ادامه این واکنش‌های بین‌المللی بازرسان ویژه سازمان ملل بر لزوم تحقیق درباره این «جنایات مخوف» و اجرای عدالت در ایران تاکید کرده‌اند.
احمد شهید،‌ گزارشگر ویژه ایران، در بیانیه‌ای رسمی در این باره گفت: «لازم است افرادی که بالقوه در جنایاتی چنین مخوف دست داشته‌اند بازجویی شده و به دست عدالت سپرده شوند، چرا که عدم انجام این اقدامات مهر تاییدی است بر فرهنگ معافیت از مجازات.»
این گفته بازرس حقوق بشر ایران در سازمان ملل در حالی است که ستار بهشتی نخستین قربانی زندان در ایران نیست و هنوز در پرونده‌هایی چون زهرا کاظمی و بازداشتگاه کهریزک کسی مجازات نشده است.
احمد شهید و دیگر بازرسان حقوق بشر سازمان ملل در ادامه واکنش خود از «تصمیم جمهوری اسلامی برای تحقیق در مورد مرگ» ستار بهشتی استقبال کرده و با اشاره به احتمال مرگ او «زیر شکنجه» خواسته‌اند که یافته‌های این پرونده به انتشار عمومی درآیند.
گفته می‌شود مرگ ستار بهشتی در زندان بر اثر شکنجه بوده است. وب‌سايت خبری «کلمه»، نزدیک به مخالفان حکومت، در همين زمینه تصوير شکايت‌نامه‌ای منسوب به این مقتول را منتشر کرده که در مدت بازداشت نگاشته شده است. او در اين «شکايت‌نامه» از ضرب و شتم خود توسط نيروهای پليس فتا خبر می‌دهد.
کميسيون امنيت ملی مجلس شورای اسلامی روز چهارشنبه، ۲۴ آبان، گزارش مقدماتی خود درباره مرگ این وبلاگ‌نويس منتقد حکومت ايران را ارائه کرد.
در اين گزارش کوتاه که به بازداشت بهشتی توسط پليس سايبری ايران (فتا) و مرگ او در بازداشتگاه اشاره شده از قوه قضاييه ايران خواسته ‌شده است «در صورت احراز تخلف با عناصر متخلف برخورد قانونی» کند.
در همین زمینه وب‌سايت خبری «شبکه ايران» از بازداشت سه متهم در رابطه با مرگ ستار بهشتی خبر داده و گفته است که متهمان مسئولان بازجويی از او بوده‌اند که «بازداشت و تحويل دادسرای نيروهای مسلح» شده‌اند.

فرانسه خواستار توضیحات "شفاف" ایران در رابطه با مرگ ستار بهشتی

وزرات امور خارجه فرانسه، روز پنج شنبه (هشتم نوامبر)، از مسئولان جمهوری اسلامی خواست تا در خصوص چگونگی مرگ ستار بهشتی، وبلاگ نویس ایرانی، توضیحات واضح و روشن ارائه دهد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، ونسان فلورانی سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه، اعلام کرد: فرانسه از خبر درگذشت "ستار بهشتی" وبلاگ نویس ایرانی، در بازداشت به شدت متأسف است.
ستار بهشتی وبلاگ نویس و فعال در فضای مجازی، از روز نهم آبان ماه و در پی مراجعه مأموران پلیس فتا به منزل پدری در رباط کریم بازداشت شد و در زندان جان باخت.
وزرات امور خارجه فرانسه، همچنین نگرانی عمیق خود را از شرایط نابسامان وضعیت حقوق بشر در ایران ابراز کرد.
سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه تأکید کرد: خبرهای مبنی بر افزایش وخامتِ وضعیت زندان‌ها در ایران، از جمله نگرانی‌های عمده دولت فرانسه است.
ونسان فلورانی، خاطرنشان کرد: سرکوب صداهای مخالف در ایران، که بگونه‌ای مسالمت آمیز مخالفت خود را بیان می‌کنند، غیر قابل قبول است.
سازمان عفو بین‌الملل نیز با انتشار بیانیه‌ای از مقامات جمهوری اسلامی خواست «تا هر چه سریعتر» تحقیقات در خصوص نحوه مرگ وبلاگ نویس ایرانی را آغاز نماید.