جمعیت ایران اگر با همان نرخِ رشدِ سه درصدی
دهه شصت، تداوم پیدا می کرد، کشور این روزها بیش از صد میلیون نفر جمعیت
داشت و بیشترینه ی جامعه، جوانان ۱۶ تا ۲۳ سال بودند و می توانستند سوختِ
کوره ی آدم سوزی نظام را تامین کنند،
محمد رهبر: اگر سید علی خامنه ای آن طور که گفته، اشتباهی به این بزرگی نکرده بود و با سیاستهای تعدیل جمعیتی که به دوران خاتمی اوج گرفت، موافقت نمی کرد، ایرانِ امروز چهره ای دیگر داشت و لابد بابِ میلش.
محمد رهبر: اگر سید علی خامنه ای آن طور که گفته، اشتباهی به این بزرگی نکرده بود و با سیاستهای تعدیل جمعیتی که به دوران خاتمی اوج گرفت، موافقت نمی کرد، ایرانِ امروز چهره ای دیگر داشت و لابد بابِ میلش.
جمعیت ایران اگر با همان نرخِ رشدِ سه درصدی دهه
شصت، تداوم پیدا می کرد، کشور این روزها بیش از صد میلیون نفر جمعیت داشت و
بیشترینه ی جامعه، جوانان ۱۶ تا ۲۳ سال بودند و می توانستند سوختِ کوره ی
آدم سوزی نظام را تامین کنند، همانطور که در انقلاب سال ۵۷ و پس از آن در
غوغایِ درگیری های خیابانی خرداد سال شصت و هشت سال جنگ باعراق، این
نوجوانان و جوانان بودند که پایه های نظام بر شانه های تُردشان ایستاد.
برای نظامی ایدئولوژیک، کودک، عروسکی کوکی است که می
توان به تبلیغات و تَرکه و حتی بازی، روحش را برای عمری خرید و درهمان
جوانی به پایِ اوهام اصحابِ قدرت، ذبحش کرد.
جمهوری اسلامی مفتخر است که جان و جوانی ملت ایران را
بر باد داد، با تزریق آرمانهایِ سمی به نوجوانانِ صدر انقلاب و پس از آن،
خشکاندنِ چشمه ی امید در دلِ جوانانِ سالهای بعد.
و حالا رهبر جمهوری اسلامی ضحاک وار باز هم مغز جوان طلب
می کند و ظاهرا امر به خیر تا مردم از پا افتاده ی ایران، دست به جنایتی
لذت بخش زنند و در این اوضاعِ واژگونه و در ذیل رهبری داهیانه اش زاد و
ولد کنند. استبداد دیوی است که نوزاد می خواهد، برای بردن و خوردن.
اما حقیقتا در ذهنِ پریشانِ رهبری چه می گذرد که در این
فروریختگی اقتصادی و جنگ سرد با همه ی دنیا به فکرِ شب و بستر است. آیا
تاکید بر زاد و ولد، علتش این است که شاهنشاه جمهوری اسلامی می خواهد تا
از این بحرانهایِ تو در تو که تا عمق بیت رهبری آمده است به رویاهای جنسی
مردمانش فرار کند و به دنیا آمدنِ هر نوزاد را اشاره ای بداند به اینکه
شرایط عادی است و یا با تحریک آدمها به تناسل بشارت آرامش دهد.
شاید رهبری می خواهد با ازدیاد جمعیت و به عبارتی دور
اندیشی، ذخیره ی جوانان را برای افسانه های آخر الزمانی حفظ کند و این
ترویج، آنچنان که حواریون رهبری برای هر کلمه اش می بافند از منبعی قدسی
رسیده است.
اگر اینها هم نباشد، اتفاقا دستورِ پی افکندنِ نسلی
تازه، نتیجه ی یک ناامیدی عمیق است و کاشفِ اینکه رهبری از نسل امروز
ایران نا امید شده و امیدش برای بقای نظام به نا آمدگان است تا بلکه او یا
رهبر بعدی که احیانا، پسرش مجتباست، بتوانند این همه ریزش را با رویشی
بکر، جایگزین کنند.
اما ممکن است که زاد و ولد و بالا رفتنِ شمار کودکان برای همین روزهای جمهوری اسلامی هم به کار بیاید.
عائله مند شدن، آدمها را محافظه کار می کند و خیلی
وقتها، تفکر انسانی را تا مرحله شیرِ خشک، پایین می کشد و چه بهتر اگر
بقایای اعتراض ایرانیان در گریه ی بچه گم شود.
از قضا، شاید فرمان رهبری و وعده های احمدی نژادی در
جایی اثر کند و اتفاقا نه در طبقه متوسطی که رو به ویرانی است و نظام هم
همین می خواهد، بلکه در میان مردمانِ زیر خط فقر که دیگر حاضرند برای یک
سکه طلا، نوزادی تولید کنند و امروز را بگذرانند و فردا رها کنند. نسلی که
اینگونه در پی یک عُسرت پدید آید، تربیت درستی نخواهد داشت و حتما
سربازان خوبی برای نظامی خواهد شد که اکابرش امثال احمدی نژادند.
امیدوار باید بود به فهم باطنی ملت ایران که خامِ این
دوراندیشی های کاذب و مهربانی های دروغین نشوند. هر کودک یک مسوولیت است و
پای بی گناهان را نباید به دنیای آلوده ای که جمهوری اسلامی ساخته باز
کرد. پدران و مادران باید به این سوال بزرگ بچه ها روزی پاسخ دهند که چرا
ما را به چنین دنیایی آوردید. باید خانه ای ساخت و مدرسه ای و دانشگاهی،
باید ابتدا استبداد و دروغ را فراری داد و آنگاه کسی را به دنیا دعوت
کرد، وگرنه جنایت است که این رنج سیاه را برای فرزند به میراث گذاشت. چه
بهتر که نسل ایرانیان به تاخیر افتد تا دوره ی طلایی کودکانِ آزادی.
چون گشت ز نو زمانه آباد / ای کودک دوره ی طلائی
وز طاعت بندگان خود شاد / بگرفت ز سر خدا ، خدائی ،
نه رسم ارم ، نه اسم شدّاد، / گِل بست زبان ژاژخائی ،
زان کس که ز نوک تیغ جلاد / مأخوذ به جرم حق ستائی
پیمانه ی وصل خورده یاد آر
وز طاعت بندگان خود شاد / بگرفت ز سر خدا ، خدائی ،
نه رسم ارم ، نه اسم شدّاد، / گِل بست زبان ژاژخائی ،
زان کس که ز نوک تیغ جلاد / مأخوذ به جرم حق ستائی
پیمانه ی وصل خورده یاد آر
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر