مقامات سیاسی و اعضای دیوانسالاری مذهبی در ایران نیز آن قدر این افسانه را تکرار کرهاند که خودشان باورشان شده است.این کارشناسان طراز مکتب و رهروان علوم انسانیِ اسلامی شده در این رفتار از سخنان غیر تجربی و تبلیغاتی رهبران مذهبی دنباله روی می کنند: “دین اگر وارد زندگی انسان شود دیگر بیکاری و اختلاس سه هزار میلیارد تومانی وجود نخواهد داشت.” (عبدالله جوادی آملی، خبرگزاری مهر، ۵ مهر ۱۳۹۱) این امر البته نوعی تبلیغات دینی برای ایدئولوژی حکومتی به شمار می رود و کارشناسان نیز برای حفظ شغل خود ممکن است این گونه سخنان را به زبان بیاورند چون روسایشان از آنها چنین انتظاراتی دارند.بلایای طبیعی و دینداریبرخی از رهبران دینی از این هم فراتر رفته و بلایای طبیعی را نیز به باور و عدم باور ربط می دهند: “اگر مومنی خلاف کند خدا زود او را گوشمالی میدهد.” (محسن قرائتی، ایسنا ۶ مهر ۱۳۹۱) بنا بر این زلزله و سیل و سونامی و گردباد و رانش زمین و مانند آنها هنگاهی اتفاق می افتد که خدا تشخیص می دهد مومنان گناهشان زیاد شده است و برای پیش گیری از آنها نیز مومنان باید گناهشان را تقلیل دهند. نتیجه آن است که اگر بلایای طبیعی اندک و منابع طبیعی به وفور یافت می شود باید گناهان اندک باشند. اما رهبران دینی حاضر نیستند این نکته را بپذیرند.برای این که این داستان در جوامع دیگری که به زعم مسلمانان گناه زیاد است اما خشکسالی نیست (مثل اروپا و امریکای شمالی) مطابق میل تفسیر شود باز به تشخیص ناسازگار و غیر منصفانهی خداوند رجوع می شود: “ولی اگر در کانادا فساد میشود و باران هم میآید، خدا میخواهد آنها را روز قیامت به سزای عملشان برساند.” (همانجا) کمتر درس خواندهی دانشگاهی، حتی آنها که مبلغ رسمی ایدئولوژی نظام هستند تا این حد پیش رفته و بلایای طبیعی را به گناهان ربط می دهند. اما در علوم انسانی و اجتماعی تصور آن است که قواعدی وجود ندارد و هرج و مرج حاکم است و هر کس می تواند هر ادعایی را مطرح کند.آرمانشهری توهمیرواج افسانهی ارتباط دینداری و آسیبها و مشکلات کمتر اجتماعی البته به سالهای قبل از انقلاب باز می گردد که روحانیون و افراد مذهبی از بسیاری منابع قدرت و ثروت محروم بودند و می خواستند به آنها برسند. آنها برای کسب قدرت چیزی به جز ارائهی آرمانشهری خالی از رنج و آسیب نداشتند و هیچ روشی نیز برای رسیدن به آن ارائه نمی دادند جز ایمان بیشتر، باورمند بیشتر و اجرای احکام دینی.رفتار اقشار مذهبی و روحانیت در ۳۴ سال گذشته نشان داد که ارتکاب کمتر خود آنان به جرائم در سالهای قبل از انقلاب نه ناشی از رابطهی خاصی میان داشتن باورهای دینی و ارتکاب جرائم و درگیر شدن در آسیب های اجتماعی بلکه به واسطهی دوری از منابع و مجاری قدرت بوده است. کسانی که اسلحه در اختیار ندارند طبعا نمی توانند مرتکب سرقت مسلحانه شوند. از این جهت نمی توان آنها را با افراد دارای اسلحه در ارتکاب به این جرم مقایسه کرد. هنگامی که سلاح قدرت و ثروت به دست آنان افتاد نشان دادند که هیچ فرصتی را برای ارتکاب جرم (سوء استفاده از قدرت) نادیده نمی گیرند.واقعیات رد کنندهاما آیا واقعا رابطهی مستقیمی میان داشتن باورهای دینی و عمل به احکام با ارتکاب کمتر به جرائم و پرهیز از آسیبها و مشکلات اجتماعی وجود دارد؟ هیچ تحقیق مستقلی در ایران در این باب انجام نشده است و نتایج هیچ تحقیقی چنین نکتهای را گواهی نمی دهد. در خارج از ایران نیز که تحقیق آزاد است و بسیاری از افراد مذهبی چنین مدعاهایی داشتهاند هیچگاه چنین نکتهای در یک تحقیق نشان داده نشده است. هیچ رابطهی معنی داری میان فقر یا بیکاری با دینداری یا غیر دینداری وجود ندارد. همچنین هیچ رابطهی معنی داری میان دینداری و ارتکاب کمتر به جرم به چشم نمی خورد.بر عکس، امروز اعضای طبقهی حاکم در ایران همه ظاهرا دارای باورهای دینی هستند و به احکام دینی عمل می کنند و در عین حال بیشترین فساد مالی، تقلب، دروغگویی، آدمکشی، اعتیاد (البته به تریاک)، زن بارگی و سرقت اموال عمومی در میان آنها به چشم می خورد. حاکمان امروز ایران تنها با فرو کردن سر خود در برف می توانند از رابطهی دینداری خود آنان (دینداری در قدرت) و آسیبهای اجتماعی غفلت کنند.مدعای بی دلیلنکتهی دیگر این که هیچ تحقیق مستقلی در باب دینداری و غیر دینداری مجرمانی که گرفتار نهادهای انتظامی و قضایی شدهاند و دینداری و غیر دینداری غیر مجرمان انجام نشده تا مشخص شود که مثلا دینداران کمتر به دنبال به کاری می روند و غیر دینداران بیشتر. به عنوان مثال ما از میزان دینداری افراد معتاد در کشور هیچ اطلاعی نداریم تا بتوانیم افراد دیندار را کمتر درگیر معضل اعتیاد تلقی کنیم یا بالعکس. در موضوع فساد مالی یا تقلب نیز تحقیقی انجام نشده است که نشان دهد دینداران کمتر از غیر دینداران دچار این امور هستند.عدم امکان تحقیقجمهوری اسلامی با اجباری کردن دینداری در محیطهای تحت کنترل مثل پادگانها و زندانها امکان تحقیق در باب رابطهی باورمندی و ارتکاب به جرم را غیر ممکن کرده است. همهی محکومان دادگاهها در زندانها باید به اجبار در مراسم نماز جماعت شرکت کنند، به اجبار از خوردن و نوشیدن در ماه رمضان در طول روز خودداری کنند و به دینداری تظاهر کنند تا از فشار زندانبانان و ماموران قضایی به خود جلوگیری نمایند. در این حال نمی توان بررسی کرد که آیا چند درصد از این محکومان پیش از زندان باورمند بودهاند و چند درصد پس از ارتکاب به جرم به احکام دینی عمل می کنند.روحانیت شیعه از یک سو با اجباری کردن عمل به احکام اکثر افراد را وادار به اجرای احکام کرده است و از سوی دیگر ادعا می کند که هر کس باورمند باشد امکان ارتکاب وی به جرم کمتر می شود. نتیجه آن است که باید وقوع جرم کاهش یابد اما چنین اتفاقی در جامعه نیفتاده است. وقتی مرزی میان باورمند و غیر باور مند در جامعه باقی نمانده است و افراد بر اساس اختیار خود نمی توانند آشکارا غیر دیندار باشند چگونه می توان بر تفاوت این دو در قلمروهایی تاکید کرد؟
ای کسانی که خورجین اسلام را کول کرده اید و بر مردم حکومت می کنید و آنها را با اسم اسلام کثیف به خاک و خون می کشید بدانید و آگاه باشید که من و ماها، متولد شده ایم و تا شما را نابود نکنیم آرام نخواهیم نشست پس در تلاش باشید یا ما را بکشید یا فرار کنید چون به درک فرستاده خواهید شد . بهنام چگوارا
جمعه
افسانهی آسیبهای کمتر اجتماعی در میان باورمندان
مقامات سیاسی و اعضای دیوانسالاری مذهبی در ایران نیز آن قدر این افسانه را تکرار کرهاند که خودشان باورشان شده است.این کارشناسان طراز مکتب و رهروان علوم انسانیِ اسلامی شده در این رفتار از سخنان غیر تجربی و تبلیغاتی رهبران مذهبی دنباله روی می کنند: “دین اگر وارد زندگی انسان شود دیگر بیکاری و اختلاس سه هزار میلیارد تومانی وجود نخواهد داشت.” (عبدالله جوادی آملی، خبرگزاری مهر، ۵ مهر ۱۳۹۱) این امر البته نوعی تبلیغات دینی برای ایدئولوژی حکومتی به شمار می رود و کارشناسان نیز برای حفظ شغل خود ممکن است این گونه سخنان را به زبان بیاورند چون روسایشان از آنها چنین انتظاراتی دارند.بلایای طبیعی و دینداریبرخی از رهبران دینی از این هم فراتر رفته و بلایای طبیعی را نیز به باور و عدم باور ربط می دهند: “اگر مومنی خلاف کند خدا زود او را گوشمالی میدهد.” (محسن قرائتی، ایسنا ۶ مهر ۱۳۹۱) بنا بر این زلزله و سیل و سونامی و گردباد و رانش زمین و مانند آنها هنگاهی اتفاق می افتد که خدا تشخیص می دهد مومنان گناهشان زیاد شده است و برای پیش گیری از آنها نیز مومنان باید گناهشان را تقلیل دهند. نتیجه آن است که اگر بلایای طبیعی اندک و منابع طبیعی به وفور یافت می شود باید گناهان اندک باشند. اما رهبران دینی حاضر نیستند این نکته را بپذیرند.برای این که این داستان در جوامع دیگری که به زعم مسلمانان گناه زیاد است اما خشکسالی نیست (مثل اروپا و امریکای شمالی) مطابق میل تفسیر شود باز به تشخیص ناسازگار و غیر منصفانهی خداوند رجوع می شود: “ولی اگر در کانادا فساد میشود و باران هم میآید، خدا میخواهد آنها را روز قیامت به سزای عملشان برساند.” (همانجا) کمتر درس خواندهی دانشگاهی، حتی آنها که مبلغ رسمی ایدئولوژی نظام هستند تا این حد پیش رفته و بلایای طبیعی را به گناهان ربط می دهند. اما در علوم انسانی و اجتماعی تصور آن است که قواعدی وجود ندارد و هرج و مرج حاکم است و هر کس می تواند هر ادعایی را مطرح کند.آرمانشهری توهمیرواج افسانهی ارتباط دینداری و آسیبها و مشکلات کمتر اجتماعی البته به سالهای قبل از انقلاب باز می گردد که روحانیون و افراد مذهبی از بسیاری منابع قدرت و ثروت محروم بودند و می خواستند به آنها برسند. آنها برای کسب قدرت چیزی به جز ارائهی آرمانشهری خالی از رنج و آسیب نداشتند و هیچ روشی نیز برای رسیدن به آن ارائه نمی دادند جز ایمان بیشتر، باورمند بیشتر و اجرای احکام دینی.رفتار اقشار مذهبی و روحانیت در ۳۴ سال گذشته نشان داد که ارتکاب کمتر خود آنان به جرائم در سالهای قبل از انقلاب نه ناشی از رابطهی خاصی میان داشتن باورهای دینی و ارتکاب جرائم و درگیر شدن در آسیب های اجتماعی بلکه به واسطهی دوری از منابع و مجاری قدرت بوده است. کسانی که اسلحه در اختیار ندارند طبعا نمی توانند مرتکب سرقت مسلحانه شوند. از این جهت نمی توان آنها را با افراد دارای اسلحه در ارتکاب به این جرم مقایسه کرد. هنگامی که سلاح قدرت و ثروت به دست آنان افتاد نشان دادند که هیچ فرصتی را برای ارتکاب جرم (سوء استفاده از قدرت) نادیده نمی گیرند.واقعیات رد کنندهاما آیا واقعا رابطهی مستقیمی میان داشتن باورهای دینی و عمل به احکام با ارتکاب کمتر به جرائم و پرهیز از آسیبها و مشکلات اجتماعی وجود دارد؟ هیچ تحقیق مستقلی در ایران در این باب انجام نشده است و نتایج هیچ تحقیقی چنین نکتهای را گواهی نمی دهد. در خارج از ایران نیز که تحقیق آزاد است و بسیاری از افراد مذهبی چنین مدعاهایی داشتهاند هیچگاه چنین نکتهای در یک تحقیق نشان داده نشده است. هیچ رابطهی معنی داری میان فقر یا بیکاری با دینداری یا غیر دینداری وجود ندارد. همچنین هیچ رابطهی معنی داری میان دینداری و ارتکاب کمتر به جرم به چشم نمی خورد.بر عکس، امروز اعضای طبقهی حاکم در ایران همه ظاهرا دارای باورهای دینی هستند و به احکام دینی عمل می کنند و در عین حال بیشترین فساد مالی، تقلب، دروغگویی، آدمکشی، اعتیاد (البته به تریاک)، زن بارگی و سرقت اموال عمومی در میان آنها به چشم می خورد. حاکمان امروز ایران تنها با فرو کردن سر خود در برف می توانند از رابطهی دینداری خود آنان (دینداری در قدرت) و آسیبهای اجتماعی غفلت کنند.مدعای بی دلیلنکتهی دیگر این که هیچ تحقیق مستقلی در باب دینداری و غیر دینداری مجرمانی که گرفتار نهادهای انتظامی و قضایی شدهاند و دینداری و غیر دینداری غیر مجرمان انجام نشده تا مشخص شود که مثلا دینداران کمتر به دنبال به کاری می روند و غیر دینداران بیشتر. به عنوان مثال ما از میزان دینداری افراد معتاد در کشور هیچ اطلاعی نداریم تا بتوانیم افراد دیندار را کمتر درگیر معضل اعتیاد تلقی کنیم یا بالعکس. در موضوع فساد مالی یا تقلب نیز تحقیقی انجام نشده است که نشان دهد دینداران کمتر از غیر دینداران دچار این امور هستند.عدم امکان تحقیقجمهوری اسلامی با اجباری کردن دینداری در محیطهای تحت کنترل مثل پادگانها و زندانها امکان تحقیق در باب رابطهی باورمندی و ارتکاب به جرم را غیر ممکن کرده است. همهی محکومان دادگاهها در زندانها باید به اجبار در مراسم نماز جماعت شرکت کنند، به اجبار از خوردن و نوشیدن در ماه رمضان در طول روز خودداری کنند و به دینداری تظاهر کنند تا از فشار زندانبانان و ماموران قضایی به خود جلوگیری نمایند. در این حال نمی توان بررسی کرد که آیا چند درصد از این محکومان پیش از زندان باورمند بودهاند و چند درصد پس از ارتکاب به جرم به احکام دینی عمل می کنند.روحانیت شیعه از یک سو با اجباری کردن عمل به احکام اکثر افراد را وادار به اجرای احکام کرده است و از سوی دیگر ادعا می کند که هر کس باورمند باشد امکان ارتکاب وی به جرم کمتر می شود. نتیجه آن است که باید وقوع جرم کاهش یابد اما چنین اتفاقی در جامعه نیفتاده است. وقتی مرزی میان باورمند و غیر باور مند در جامعه باقی نمانده است و افراد بر اساس اختیار خود نمی توانند آشکارا غیر دیندار باشند چگونه می توان بر تفاوت این دو در قلمروهایی تاکید کرد؟
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر