در ویکی پدیا تعریف فاشیسم اینگونه بیان گردیده: فاشیسم یک ایدئولوژی سیاسی طرفدار استبداد ( که عموما ، در رابطه ای نزدیک با جنبش توده ای به سر می برد ) می باشد ، که مصلحتهای شخصی و سایر مصلحتهای اجتماعی را تابع و مادون مصلحتهای دولت قرار می دهد .فاشیستها در پی ساختن گونه ای اتحاد ملی هستند که معمولا بر اساس (و نه محدود به ) ویژگیهای قومی ، فرهنگی ،نژادی و مذهبی می باشد .
حال به نمونه هایی از آیات قرآن می پردازیم و آنها را با نوشته ی بالا مقایسه می کنیم : آیه ی 193 سوره ی بقره « وآنان را [چنان ] کشتار کنید تا [آنجا که] فتنه ای باقی نماند و دین مخصوص الله باشد و چون دست بردارند ،تجاوز نباید کرد ، مگر بر ستمگران .»
مسلمانان بر اساس این آیه موظف شده اند تا باغیر مسلمانان قتال کنند و آنان را آنقدر کشتار نمایند ،تا جز دین و عقاید جمعی خودشان ، دین و اعتقاد دیگری باقی نماند ، ویا آیه ی 191 همین سوره ، هر گونه عقیده ای که با عقاید مسلمانان مغایرت داشته باشد ،نزد مسلمانان باید مطلقا غیر قابل تحمل باشد و نهایتا جز با شمشیر و قتل و غارت ،پاسخ دیگری به آن داده نمی شود .
حال با توجه به چنین آیاتی در قرآن می توان بارزترین تفکرات فاشیستی را در این دین دید ، آنچه مسلمانان بر اساس چنین آیاتی به آن مامور شده اند ،چیزی نیست جز وحشتناکترین و مرگبارترین گونه از پاکسازی مذهبی و از بین بردن افراد به بهانه های غیر اسلامی بودن اعتقادات و رفتارهایشان .
طالبان نیز دست پرورده ی اسلام هستند و این جنایت و جنایت های دیگری از این دست ، مستقیما از دستورات ضد زن اسلام نشات می گیرد .
پس حال باید مقصر اصلی را در تیر اندازی به یک دختر نوجوان و صلح جو ، اسلام دانست .
سخنان گهر بار فلان المومنین در قمبل المومنین
به نقل از کتاب قمبل المومنین ،صفحه ی دو سطر 1 تا 3 هیچ مومنه ای نباید روی خود را به نامحرم نمایان کند ، حتی اگر مجبور شود شلوارش را بر سر بکشد و یا پایین تنه را به تصرف متجاوزان وا گذارد . راوی که از افراد برجسته ی علوم اسلامی است می گوید ، این حدیث به تایید برادر کوچک قمبل المومنین هم رسیده است و الان اصل کتاب در آرشیو موجود در آستان آن بانوی گرانقدر در قم موجود است، همان دختری که معصومه نام دارد / به دستش ترکه ی بادام دارد / همان دختری که زیر پیچه دیدم غبغش را / کمی از چانه کمی از لبش را .
دندانهای اسلام را باید کشید تا به مسجد محدود شود
در مطالب قبلی به این مطلب اشاره کردم که اسلام دین خشونت و جنایت است ، البته مسلمانان به اینکه دینشان ، خشونت ،جنایت ،دروغ و بسیاری آداب بد را ترویج می کند اعتقاد ندارند و هر وقت هم با دلیل و مدرک به آنها اثبات می کنی که این چیزها در دینتان امری است عادی و به آنها می گویی ترور و کشتن مخالفان از صدر اسلام توسط پیامبرتان رایج بوده ، شما را به توهین کردن متهم می کنند ، نمونه اش ترور وحشتناک ملاله یوسف زی دختر صلح جوی پاکستانی ، که مورد حمله ی طالبان مسلمان قرار گرفت ، مگر او که جایزه ی ملی صلح پاکستان را دریافت کرده و در جهت صلح و آشتی حرف می زده و به آگاهی جامعه اش کمک می کرده ،جز این کار دیگری کرده؟
رهبران این قوم ، خود ماهواره نگاه می کنند و به پیروانشان می گویند : می خواهیم جواب جفنگیات نامسمانان را بدهیم ، مکتب و مدرسه و دانشگاه می روند و پیروانشان را از آنها منع می کنند و در جواب پیروانشان می گویند : می خواهیم از عهده ی نیرنگهای غربیان بر آییم، این مزایای دنیوی را خود می توانند استفاده کنند ،چون نقد است ، ولی بهشت و مواهب آن را که نسیه است به پیروانشان توصیه می کنند ، مثلا شما دیده اید که یکی از رهبران جلیقه ی انتحاری بپوشد وبه بهشت تشریف ببرد؟
بله این شیر دختر پاکستانی همین مسائل مبهم را برای هم سن و سالان خود روشن می کرد و به همین دلیل بود که مورد غضب طالبان اسلامی قرار گرفت ، او که تفنگ یا تانک نداشت که اسلامیون بخواهند آنها را از او بگیرند ،درست همین افشاگری ها علیه اسلام و طالبان اسلامی بود که اورا به این روز انداخت .
از این دست ترور ها و کشتار توسط افراطیون اسلامی ، از گذشته تا به امروز بوده وهست و خواهد بود ، اما می شود آنها را به حداقل رسانید ،اگرهمه ی دنیا دست در دست هم بدهند و خطر طالبان را از سر ملت ها کم کنند .
باید به مردم نسبت به خطرات اسلام سیاسی و جهادی توضیح داد و دندانهایش را کشید تا فقط در مسجد محدود بشود .
البته اگر با کشیدن دندانها محدود نشود ،آن وقت باید ریشه اش را خشکاند . جهان عاری از خشونت وجود خواهد داشت ، اگر خشونت های اسلامیون در آن وجود نداشته باشد و این ممکن نیست مگر با عوض شدن اصول خشونت بار اسلام .
=============================================================
سه شنبه گذشته،اتوبوسی در شهر مینگورا پاکستان در حرکت بود. اتوبوسی که دانش آموزان را از دبیرستان به خانه هایشان میبرد. در نزدیکی مسیر اتوبوس همهمه و غریو شادی دانش آموزان تا مسافتی در فضا می پیچید. ناگهان اتوبوس ایستاد و صدای کشیده شدن ترمز آن مردم گوشه و کنار را متوجه ساخت. علت این ایستادن ناگهانی چه می توانست باشد؟. با یک نگاه از فاصله ای با اتوبوس دو نفر تفنگ به دست دیده شدند که از درب اتوبوس بالا رفتند و لحظه ای بعد، صدای سه تیر به گوش رسید و به دنبال آن دخترکی بر زمین در غلتید و دو دختر دیگر زخمی شدند.
دخترکی که آماج تیر اندازی دونفر قرار گرفت، کیست؟
این دخترک غرقه به خون، کسی جز ملاله یوسف زی نبود. دختر ۱۴ ساله ای که به انتقاد از رفتار زن ستیزی طالبان می پرداخت. زیرا طالبان از دوسال پیش که منطقه سوات را به اشغال خود در آورده، زندگی را برای زنان جهنم ساخته، و مانع تحصیل دختران آن منطقه شده است. از این روی، ملاله نوجوان از دو سال پیش تاکنون، با ساختن وبلاگ، پخش نوشته ها، و فرستادن آنها به جاهای گوناگون مانند بی بی سی اردو، به انتقاد و خرده گیری طالبان پرداخت. نوشته های انتقادی این دختر در سطح بین المللی تاکنون تابناک بسیار خوبی داشته، و جوایزی را برای ملاله به ارمغان آورده است.
در این ویدیو با ملاله گفتگو می شود و او روش مبارزه خود را بیان می کند.
ندای پاکستان چرا و از چه زمان تصمیم به انتقاد از طالبان گرفت؟
ملاله می گوید: ” از این که پیکر انسان ها را در منطقه سوات آویزان شده می دیدم، به وحشت افتادم. همچنین، تصمیم طالبان که دختران نباید به مدرسه روند، برای من یک تکان روحی و روانی بود. از این روی، بر آن شدم تا در برابر این نیروی واپسگرا بایستم”.
تیر اندازان چه کسانی بودند؟
آنها مزدوران طالبان، و سربازان اسلام بودند که هدفشان در راه الله مدینه جز زجر و شکنجه دادن زنان و دختران، کشتن دیگر باوران، غارت اموال آنان، و تجاوز به ناموسشان چیز دیگری نیست. تجربه های تلخ و ضد بشری که ۱۴۰۰ سال است مردمان کشورما هم به خوبی داشته اند، و طعم تلخ آن را نیز چشیده اند. جنایت علیه زنان بنا به دستور اسلام، هر روز در نقطه ای از جهان اسلام، انجام می شود، و برای آن حد و حصری وجود ندارد. ولی اینبار دست اسلام برای کشتن دخترک نوجوان، از آستین طالبان بیرون آمد.
پسران و دختران جوان برای بازگشت تندرستی ندای قربانی اسلام دست به نیاز و دعا برداشتند.
پسران و دختران جوان برای بازگشت تندرستی ندای قربانی اسلام دست به نیاز و دعا برداشتند.
جنایتی که قربانی آن دختری نوجوان بدون هیچگونه دفاعی، و به دست دو گردن کلفت قلدر، خون آشام و تفنگ به دست انجام شود چگونه جنایتی می تواند باشد؟. بی تردید جنایتی دهشتناک، و فراموش نشدنی. بدبختانه کشورهایی مانند پاکستان، و افغانستان قلمرو و کانون نشو نمای جنایتکاران است. طالبان گروه خون آشامی است که قوانین ضد بشری اسلام را تا کنون در منطقه پیاده کرده است. قوانینی که محمدابن عبدالله نخست در مدینه به وجود آورد و جانشینان او آن را جهانی ساختند. نمونه این جنایت در ایران، کشتن ندا آقا سلطان به وسیله قداره کشان مجتبی خامنه ای طالبان ایران در دو سال پیش بود.
هرگونه انتقاد و سرزنش برای رخ دادن اینگونه جنایتها که همگی پدیده و نتیجه کاربرد قوانین ضد انسانی اسلام است، در شرایط کنونی بر می گردد به دولت های غربی به ویژه آمریکا که طالبان و گروه القاعده را در منطقه به وجود آوردند، و دیگر کمک های مالی و معنوی عربستان سعودی است که در پرورش جنایتکاران پاکستان نقش اساسی داشته اند.
در این ویدیو واکنش گسترده مردم پاکستان نسبت به این جنایت اسلامی را می بینید.
پیامد این جنایت چه بود؟
پس از انجام این جنایت هولناک، مردم اسیر و دربند طالبان پاکستان از هرگوشه و کنار بپا خاستند و تظاهراتی گسترده در سرتاسر پاکستان به راه انداختند. آنچنان این اعتراض های ملی و مردمی آنچنان شدید و کوبنده بود که اهمیت و ابعاد این وحشیگری اسلامی جهانی را در برگرفت. وجدان های به خواب رفته را بیدار کرد و شمشیر عربده کشان و آدم کشان را غلاف نمود.
سرانجام ندای پاکستان به کجا انجامید؟
ملاله و یا ندای پاکستان آش و لاش نخست در بیمارستان پاکستان مورد معالجه اولیه قرار گرفت. دولت بریتانیا که خود در همه جنایت ها و سودجویی ها همیشه شرکت و سهم داشته است، وجدان از دست رفته خود را دوباره باز یافت و برای معالجه کامل و جلوگیری از مرگ ندای جوان، او را به بیمارستان نوساز و مجهز مصدومین ارتش در جنگ به برمینگهام انگلستان منتقل نمودند. خوشبختانه ندای پاکستان برخلاف ندای ایران، از دست جنایتکاران جان به در برده، و امید بازگشت وی به زندگی طبیعی بسیار زیاد است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر