دوشنبه

هبچگاه از خود پرسیده اید چرا اصلاح طلبان خارج نشین،هیچ کدام به کشورهای خارجی پناهنده نشده اند؟!

اصلاح طلبان را باید چون آفتاب پرستانی دانست که با زرنگی رنگ عوض می کنند و نقش بازی می کنند. تعریف اصلاح طلب این است که طرف به جنایتکاری چون خمینی اعتقاد دارد، اما اکنون چون خامنه ای به او و دار و دسته اش، مجال بازی نداده است، ناچار شده نقش بازی کند و رل آزادی خواه را به عهده گیرد!

مشکل اصلاح طلبان، نابودی کشور و غارت آن توسط خامنه ای نیست، بلکه مشکل آنها این است که چرا خامنه ای، آنها و هم پیاله های آنها را در این غارت شریک نمی کند...!!

اما با این همه، محک های ساده ای وجود دارد که با آن می توان فهمید یک اصلاح طلب، تا چه حد به رژیم وابسته است و اصلا چقدر از مفاهیمی چون آزادی، دمکراسی و حقوق بشر دور است! کافیست از اصلاح طلبان، سوالات زیر را بپرسید، دست آنها برای شما رو خواهد شد:

-          نظر شما درباره جنایتکار بودن خمینی چیست؟!
-          آیا به نظر شما، باید همجنسگرایان را مجازات کرد؟!
-          سزای کسی که مثلا مانند شاهین نجفی ترانه می خواند چیست؟! آیا موافق مجازات او هستید؟!
-          نظر شما درباره اسراییل و نابود کردن آنها چیست؟!
-          آیا موافق هستید که بهایی ها، به صورت آزادنه ای دین خود را داشته باشند!؟
نکات یاد شده، نکاتی است که اصلاح طلبان، مجبور می شوند بازی را کنار بگذارند و ذات «اسهال طلبانه»، ببخشید، اشتباه تایپی بود، ذات اصلاح طلبانه خود را به معرض نمایش بگذارند.

مورد دیگر، رفتار اصلاح طلبانی است که از ایران خارج شده اند. این افراد، معمولا حاضر نمی شوند پناهندگی بگیرند و تلاش می کنند که به روش های دیگری، اقامت بدست بیاورند! دلیل آن نیز مشخض است، آنها امید دارند که باز در همین نظام مقدس (!) جمهوری اسلامی، قدرت به دست دوستان آنها بیافتد، و آنها بتوانند به ایران بازگردند و اینبار، آنها به جای احمدی نژاد به غارت کشور بپردازند.

اجازه بدهید مثالی بزنم:

خانم مسیح علی نژاد در انگلیس زندگی می کند و همه می دانند که این خانم  تا چه حد به اصلاح طلبان نزدیک است. هر گاه به صفحه فیسبوک او می رویم، یا مشغول ناله از این است که به او ویزای آمریکا نداده اند(!) و یا اینکه مشکل مسکن دارد!

دلیل آن نیز مشخص است، ایشان حاضر نشده از دولت انگلیس تقاضای پناهندگی کند، چرای آنرا نیز در بالا توضیح داده ام، چون به محض اینکه کسی در این کشور تقاضای پناهندگی کند، با او مانند دیگر اتباع کشور رفتار می کنند و شهرداری محل اقامتش، موظف است محل زندگی او را تامین کند (خصوصا اگر مانند مسیح خانم ما، کودکی نیز داشته باشد!)

سوال من از خانم مسیح علینژاد این است، اگر شما به سرنگونی رژیم و آزادی ایران معتقد هستید، چرا از گرفتن پناهندگی اکراه دارید؟! جواب روشن است، چون ایشان می دانند که اگر پناهندگی بگیرند، دیگر در این نظام مقدس (!) جایی نخواهند داشت...!!

مسیح عزیز ما، چند سال از اقامتش در انگلیس گذشت تا فهمید این روسری مسخره را می تواند بردارد، و یک خط قرمز را رد کند، فکر کنم به امید امام نقی، یک چهار صد سال دیگر بفهمد که به این رژیم دیگر نمی توان امید داشت! 

لطفا نفرمایید که حجاب و یا مساله اقامت، یک موضوع شخصی است، چرا که وقتی کسی به عنوان یک روزنامه نگار پا به میدان می گذارد، دیگر چیزی به نام زندگی شخصی معنا ندارد! مثلا اگر یک سیاستمدار زنش را کتک بزند، مردم حق دارند که مطلع بشوند، و به او رای ندهند. مسیح نیز پا به عرصه سیاست و روزنامه نگاری گذاشته است...! 

نوع پوشش عقیده شخصی یک مسلمان اصلاح طلب است، همانطوری که مثلا آزار بهاییان و یا کشتن همجنسگرایان، عقیده شخصی او محسوب می شود...!! (اینجا را ببینید)

صد البته که از فعالیت های خانم علی نژاد برای مجروحین و افراد در بند نیز آگاه هستم، اما مشکل من با رفتار گزینشی ایشان است. ایشان بیشتر انرژی خود را برای  افراد اصلاح طلب و در بند می گذارد و گزینشی عمل می کند، این رفتار، منش کسی که دغدغه حقوق بشر دارد، نیست...! 

به هکذا مساله اقامت ایشان نیز مساله شخصی محسوب نمی شود، نشان می دهد که او چقدر تعلق خاطر به این رژیم دارد.

۱ نظر:

  1. Great blog!!
    If you like, come back and visit mine: http://www.albumdeestampillas.blogspot.com
    Thanks,
    Pablo from Argentina

    پاسخ دادنحذف